السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
205
تفسير الميزان ( فارسي )
از شرك بسوى توحيد برگشتند ، و با عمل خود شاهد و دليلى هم بر بازگشت خود اقامه نمودند به اين معنا كه نماز خوانده و زكات دادند ، و به تمامى احكام دين شما كه راجع است به خلق و خالق ملتزم شدند در اين صورت رهايشان كنيد . و « تخليه سبيل » كنايه است از متعرض نشدن به كسى كه در آن سبيل ( راه ) قرار دارد ، و هر چند در اثر كثرت استعمال كنايه بودنش از بين رفته و استعمالى مبتذل شده است ، و اين كنايه به اين عنايت است كه مشركين با حكمى كه در باره شان نازل شده تو گويى راهشان بخاطر تعرض متعرضين بسته شده ، و اگر اين راه باز شود قهرا ملازم با اين است كه متعرضين متعرضشان نشوند . و جمله * ( « إِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * بيان علت است براى جمله * ( « فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ » ) * كه يا صورت آن را كه صورت امر است تعليل مىكند ( و مىفهماند : چرا گفتيم رهايشان كنيد ) و يا ماده آن را كه عبارت است از رها كردن . بنا بر اينكه صورت را تعليل كند معناى جمله چنين مىشود : دستور خدا به رها كردن ايشان به علت اين بود كه خدا آمرزنده رحيم است و هر كه را به سويش توبه برد مىآمرزد . و بنا بر اينكه ماده را تعليل كند معنا چنين مىشود : رهايشان كنيد كه رها كردنشان از مغفرت و رحمت خدا است ، و اگر چنين كنيد شما نيز به اين دو صفت كه از صفات علياى پروردگارتان است متصف مىشويد . و از اين دو وجه ، وجه اول با ظاهر آيه سازگارتر است . * ( « وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْه حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّه . . . » ) * اين آيه متعرض حكم پناه دادن به مشركين است كه پناه خواهى مىكنند ، و مىفرمايد پناهشان بدهيد تا كلام خدا را بشنوند ، و اين سخن هر چند در خلال آيات برائت و سلب امنيت از مشركين جمله اى معترضه و يا شبيه به معترضه است ، ليكن گفتنش واجب بود ، چون در حقيقت دفع دخل و جواب از توهمى بود كه حتما مىشد . آرى ، اساس اين دعوت حقه و وعد و وعيدش و بشارت و انذارش و لوازم اين وعد و وعيد يعنى عهد و پيمانبستنش و يا پيمان شكستنش و نيز احكام و دستورات جنگيش همه و همه هدايت مردم است و مقصود از همه آنها اين است كه مردم را از راه ضلالت به سوى رشد و هدايت برگردانيده و از بدبختى و نكبت شرك بسوى سعادت توحيد بكشاند . و لازمه اين منظور اين است كه كمال اهتمام را در رسيدن به آن هدف مبذول داشته و براى هدايت يك گمراه و احياى يك حق هر چند هم ناچيز باشد از هر راهى كه اميد مىرود به هدف برسد استفاده شود ، و به همين جهت است كه خداى تعالى با اينكه از مشركين غير