السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

190

تفسير الميزان ( فارسي )

اين جمله خطاب است به مهاجرين طبقه اول و به انصار ، و در اين خطاب مهاجرين بعدى و آنهايى را كه بعد از اين ايمان مىآورند و با طبقه اول به جهاد مىپردازند به آنان ملحق كرده و در مساله ولايت ، ايشان را نيز شركت داده است . * ( « وَأُولُوا الأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّه . . . » ) * اين جمله راجع به ولايت ارث است كه خداوند آن را در ميان ارحام و خويشاوندان تشريع مىكند ، و آن را منحصر در ارحام مىنمايد و اما بقيه اقسام ولايت منحصر در ارحام نيست . اين آيه حكم سابق را كه عبارت بود از ارث بردن بسبب عقد برادرى نسخ مىكند ، چون قبل از اين آيه پيغمبر ( ص ) در اوايل هجرت حكم ارث به مواخات را در ميان مسلمانان اجراء مىكرد و اين خود روشن است كه آيه شريفه ارث به قرابت را بطور مطلق اثبات مىكند چه اينكه وارث داراى سهم باشد و چه نباشد ، چه اينكه عصبه باشد و يا نباشد . بحث روايتى در مجمع البيان از امام باقر ( ع ) روايت مىكند كه فرمود : مسلمانان صدر اسلام به سبب مواخات ( عقد اخوت ) از يكديگر ارث مىبردند « 1 » . مؤلف : اين روايت هم دليل نمىشود بر اينكه آيه * ( « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا » ) * در باره ولايت اخوت نازل شده . و در كافى به سند خود از ابى بصير از ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : دايى و خاله وقتى ارث مىبرند كه كسى با ايشان نباشد ، چون خداى تعالى مىفرمايد : * ( « وَأُولُوا الأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّه » ) * « 2 » . مؤلف : اين روايت را عياشى نيز از ابى بصير از امام ابى جعفر ( ع ) نقل كرده ولى سندش را ذكر نكرده است « 3 » . و در تفسير عياشى از زراره از ابى جعفر ( ع ) نقل كرده كه در تفسير آيه

--> ( 1 ) مجمع البيان ج 4 ص 561 ( 2 ) فروع كافى ج 7 ص 119 ( 3 ) تفسير عياشى ج 2 ص 71 ش 83