السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
184
تفسير الميزان ( فارسي )
شود ، لذا اين آيه نازل شد : * ( « ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَه أَسْرى . . . » ) * ، و رسول خدا ( ص ) پيشنهادشان را امضاء فرمود . در اين جنگ فديه اسيران اكثرش چهار هزار درهم و اقلش هزار درهم بود ، لذا قريش هر كدام قدرت مالى بيشترى داشت فديه بيشترى براى آزاد كردن اسير خود فرستاد و هر كه كمتر داشت كمتر . از جمله كسانى كه براى آزادى اسير خود فديه فرستاد زينب دختر رسول خدا ( ص ) و همسر ابى العاص بن ربيع بود كه براى آزاد شدن شوهرش قلاده هاى خود را فرستاد و اين قلاده ها جزو جهيزيه اى بود كه مادرش خديجه كبرى ( ع ) به او داده بود ، و از طرفى ابو العاص خواهرزاده خديجه بود ، لذا وقتى چشم رسول خدا ( ص ) به آن قلاده ها افتاد فرمود : خدا رحمت كند خديجه را اين قلاده ها را او به عنوان جهيزيه به زينب داده بود ، آن گاه دستور داد ابو العاص را آزاد كردند به شرطى كه همسرش زينب را نزد آن حضرت بفرستد و با آمدنش به نزد آن جناب مخالفت نكند ، ابو العاص عهد بست كه چنين كند و به عهد خود وفا كرد . و نيز مىگويد : روايت شده كه رسول خدا ( ص ) ميل نداشت فديه بگيرد ، به حدى كه سعد بن معاذ آثار كراهت را از رخساره آن حضرت مشاهده كرد ، و به عرض رسانيد كه اين اولين جنگى است كه ما با گروه مشركين كردهايم و من چنين مصلحت مىدانم كه يك نفر از ايشان را زنده نگذاريم و با كشتن آنان مشركين را ضعيف سازيم ، عمر نيز همين را پيشنهاد كرد و گفت : يا رسول اللَّه اينها بودند كه تو را در مكه تكذيب مىكردند ، و از آن شهر بيرونت نمودند ، همه را پيش بخوان و گردنهايشان را بزن ، به على ( ع ) اجازه ده تا گردن برادرش عقيل را بزند ، و به من اجازه ده تا گردن فلانى را بزنم ، چون اينها از سران كفار و پيشوايان كفرند . در مقابل ابو بكر گفت : اينها قوم و فاميل تو هستند از كشتنشان دست نگهدار و زنده شان بگذار و در عوض از ايشان فديه بگير ، تا در نتيجه در برابر كفار نيرومندتر شويم . اين زيد مىگويد : رسول خدا ( ص ) فرمود : اگر بنا شود عذابى از آسمان بيايد غير از عمر و سعد بن معاذ احدى از شما نجات نمىيابد « 1 » . و از ابى جعفر امام باقر ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : فداء اسيران در روز بدر از هر مرد مشركى چهل « اوقيه » بود - و هر اوقيه چهل مثقال است - ، بجز عباس كه فداء او صد
--> ( 1 ) « در صورت صحت روايت ، خطاب پيغمبر اكرم ( ص ) متوجه كسانى است كه در باره اسيران سخن گفتهاند نه همه صحابه ، حتى آنان كه اظهار نظر نكردهاند » .