السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

16

تفسير الميزان ( فارسي )

بوده است ، ( و با اين حال چطور سعد گفته است : از آيات قرآن چهار آيه در شان من نازل شده ؟ ) . و رابعا گو اينكه داستان شرابخوردنش با جماعتى از اصحاب و پاره شدن بينيش بوسيله استخوان فك شتر حق است ، و ليكن چرا نگفت كه رفقايش مختلط از مهاجر و انصار هر دو طايفه بودند ، و چرا نگفت كه بينيش را عمر بن خطاب پاره كرد ؟ علاوه ، در اين قضيه آيه سوره مائده نازل شد ، كه نزولش براى تحريم نبوده ، بلكه به منظور تشديد و تاكيد تحريم بود ، و بيان اين معنا در ذيل آيه « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنْصابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ » « 1 » گذشت . و نيز در همان كتاب است كه احمد ، عبد بن حميد ، ابن جرير ، ابو الشيخ ، ابن مردويه ، حاكم و بيهقى در سنن خود همگى از ابى امامه روايت كرده‌اند كه گفت : من از عبادة بن صامت معناى انفال را سؤال كردم ، او گفت : در باره ما اصحاب بدر نازل شده ، چون در آن روز ما ، در باره نفل اختلاف كرديم ، و اختلاف ما منجر به كدورت شد ، در نتيجه خداوند آن را از دست ما گرفت و اختيار آن را به رسول خدا واگذار كرد . رسول خدا ( ص ) هم آن را ميان مسلمين تقسيم كرد ، و همين روايت را از براء نقل كرده‌اند كه در آخر گفت يعنى : بطور مساوى تقسيم كرد . « 2 » و نيز مىگويد : سعيد بن منصور ، احمد ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، ابن حبان ، ابو الشيخ و حاكم - وى روايت را صحيح دانسته - و بيهقى و ابن مردويه همگى از عبادة بن صامت روايت كرده‌اند كه گفت : ما با رسول خدا ( ص ) بيرون شديم و من با او حاضر در جنگ بدر گشتم ، تا اينكه دو صف برابر هم قرار گرفته و مشغول جنگ شدند ، و خداوند دشمن را فرارى داد ، يك دسته از مسلمين دشمن را تعقيب كرده و به هر كه دست مىيافتند مىكشتند ، دسته اى ديگر به جمعآورى غنيمت سرگرم شده و دسته سوم اطراف رسول خدا ( ص ) حلقه زدند تا او را از شر دشمنان نگهبانى كنند ، اين بود تا شب ، وقتى شب شد همه لشكريان به لشكرگاه برگشته و دور هم گرد آمدند ، در نتيجه آن عده اى كه به جمعآورى غنيمت پرداخته بودند گفتند : كسى غير ما حقى از آن ندارد ، كه ما خودمان جمع كرده‌ايم ، آن عده كه دشمن را تعقيب كرده بودند در جواب مىگفتند : شما از ما سزاوارتر نيستيد ، براى اينكه ما دشمن را از اموالشان جدا كرده و فرارى داديم ، آن عده هم كه دور پيغمبر را گرفته بودند گفتند : شما از ما سزاوارتر نيستيد و ما كارى كه مستلزم بىبهرگى ما شود نكرديم ، زيرا اگر با شما نبوديم براى

--> ( 1 ) سوره مائده آيه 90 ( 2 ) الدر المنثور ج 3 ص 159