السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
155
تفسير الميزان ( فارسي )
و آيه * ( « وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّه » ) * نيز همين معنا را اثبات مىكند . و ما در سابق كه پيرامون معناى توكل بحث مىكرديم گفتيم معناى توكل اين نيست كه انسان به اعتماد به خداى تعالى اسباب ظاهرى را هيچكاره و لغو بداند ، بلكه معنايش اين است كه اعتماد قطعى به اسباب نداشته باشد ، و بداند آنچه از اسباب ظاهرى سببيتش براى انسان هويدا مىگردد نمونه اى بيش نيست ، و چه بسا اسباب ديگرى است كه ما از آن آگاهى نداريم ، و سبب تام و تمام كه هرگز از مسببش تخلف نمىپذيرد و حامل اراده خداى سبحان است آن تمامى و مجموع همه اين سببها است . پس توكل عبارت است از اينكه انسان وثوق و اعتماد خود را متوجه خداى سبحان كند كه همه اسباب عالم بر محور مشيت او دور مىزند ، و اين معنا منافات ندارد با اينكه شخص متوكل به اسبابى كه سببيت آنها برايش ظاهر گشته و در دسترس او هستند تمسك بجويد ، و چيزى از آنها را وانگذارد تا در نتيجه دچار جهالت شود . * ( « وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّه هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِه وَبِالْمُؤْمِنِينَ . . . » ) * اين آيه متصل به آيه قبل است ، و به منزله جواب از سؤالى است كه ممكن است مطرح شود ، چون بعد از آنكه خداى سبحان رسول خود را امر به جنوح و تمايل به صلح و سازش كرد - البته در صورتى كه دشمن روى موافقت نشان دهد - و چون راضى به خدعه نشد زيرا خدعه از خيانت در حقوق همزيستى و روابط عمومى است و خداوند خيانتكاران را دوست ندارد از اين رو جاى اين سؤال بود كه كسى بپرسد ممكن است تمايل دشمن به صلح و سازش از در خدعه و نيرنگ باشد و دشمن بخواهد بدين وسيله مؤمنين را گيج و گمراه كرده و در موقع مناسب در شرايطى كه در نظر دارند بر ايشان شبيخون بزنند . خداى سبحان در جواب فرموده : اينكه ما تو را امر به توكل كرديم براى همين بود كه بدانى اگر دشمن بخواهد به اين وسيله به تو نيرنگ بزند خدا نگهدار تو است . و در جاى ديگر هم فرموده : « وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه فَهُوَ حَسْبُه إِنَّ اللَّه بالِغُ أَمْرِه - هر كه به خدا توكل جويد ( خدا كار او را كار خود دانسته ) و خدا به كار خود مىرسد » . و اين بيان به خوبى دلالت دارد بر اينكه غير آنچه از اسباب طبيعى و عادى كه ما به آن اطلاع پيدا مىكنيم اسباب ديگرى در كار است كه بر وفق صلاح بنده متوكل در جريان است ، هر چند اسباب طبيعى و عادى به او خيانت كرده و او را در راه رسيدن به مطلوب حقش مساعدت نكنند . و اينكه فرمود : * ( « هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِه وَبِالْمُؤْمِنِينَ » ) * به منزله احتجاج و استدلال بر