السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
153
تفسير الميزان ( فارسي )
بى خبرند ، و منظور از « اولين » آن افرادى هستند كه مؤمنين ايشان را به دشمنى خدا و دشمنى خودشان مىشناسند ، و بطورى كه از اطلاق لفظ آيه برمىآيد منظور از « آن افرادى كه مؤمنين ايشان را نمىشناسند » نه تنها آن افراد منافقى هستند كه مؤمنين را به عداوت تهديد مىكنند ، و مؤمنين از خطر آنان بى خبرند ، چون در ميان مؤمنين علامت و امتيازى نداشته در لباس مؤمنين و در زى ايشان با خود ايشان نماز مىخوانند و روزه مىگيرند ، و به حج مىروند ، و بحسب ظاهر جهاد مىكنند ، بلكه غير منافقين يعنى كفارى را هم كه مؤمنين هنوز مبتلاى به آنان نشدهاند شامل مىشود . و « ارهاب - ترساندن » به وسيله تدارك ديدن نيرو هر چند خود از اغراض صحيحى است كه فوايد بزرگى بر آن مترتب مىشود ، و ليكن غرض اصلى از تهيه ديدن قوا ارهاب نيست ، و به همين جهت دنبال آن فرمود : * ( « وَما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّه يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ » ) * تا تمامى غرض را برساند . چون غرض حقيقى از تهيه نيرو اين است كه به قدر تواناييشان بتوانند دشمن را دفع كنند و مجتمع خود را از دشمنى كه جان و مال و ناموسشان را تهديد مىكند حفظ نمايند . و به عبارت ديگرى كه با غرض دينى نيز مناسبتر است اين است كه به قدر تواناييشان نائره فساد را كه باعث بطلان كلمه حق و هدم اساس دين فطرى مىشود و نمىگذارد خدا در زمين پرستش شود و عدالت در ميان بندگان خدا جريان يابد خاموش سازند . و اين خود امرى است كه فرد فرد جامعه دينى از آن بهره مند مىشوند ، پس آنچه را كه افراد و يا جماعتها در اين راه يعنى جهاد براى احياى امر پروردگار انفاق مىكنند عينا عايد خودشان مىشود ، چيزى كه هست صورت آن عوض مىشود ، چون اگر در راه خدا مال و جاه و يا نعمت ديگرى نظير آن را انفاق كرده باشند ، در حقيقت در راه ضروريات زندگى خود خرج كرده ، و چيزى نمىگذرد كه همان به اضافه منافع دنيايى و آخرتيش دوباره عايدش مىشود ، و اگر جان خود را در اين راه داده باشد در راه خدا شهيد شده و در نتيجه به زندگى باقى و جاودانه آخرت رسيده است ، زندگى حقيقى كه جا دارد تمامى فعاليتهاى هر كس در راه به دست آوردن آن باشد . اين است اثر شهادت و كشته شدن در راه خدا از نظر تعليمات دين ، نه افتخار و نام نيك و امثال آن كه احيانا بعضىها دل خود را به آن خوش كرده و در پاره اى از مقاصد دنيوى خود را به كشتن مىدهند ، صاحبان اين فكر هر چند به اين تعليم اسلامى كه جامعه به منزله فرد واحد است كه تمامى اعضايش در نفع و ضرر شريكند توجه دارند ، اما اين اشتباه را هم دارند كه خيال كردهاند آن كمال و هدفى كه فطرت بشرى انسان را به منظور رسيدن به آن وادار به