السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
147
تفسير الميزان ( فارسي )
رسول خدا ( ص ) بعد از هجرتش به مدينه با اين طوايف معاهده بست بر اينكه آنان در مقام اخلال كارى و مكرش برنيامده ، و كسى را عليه او كمك نكنند ، و در عوض بر دين خود باقى بوده و جانشان از ناحيه آن حضرت در امان باشد . يهوديان اين پيمان را شكستند ، آن هم نه يك بار و دو بار ، تا آنكه خداوند دستور جنگ با آنان را داد ، و كارشان به آنجا كشيد كه همه مىدانيم . و به زودى در بحث روايتى اين فصل پاره اى اخبار راجع به اين موضوع خواهد آمد - ان شاء اللَّه . بنا بر اين ، از اين آيات ، چهار آيه اول با آيات قبل نازل نشده ، و بطورى كه از سياق آن استفاده مىشود با آنها متصل نيست ، و اما هفت آيه ديگر ، آنها نيز اتصالشان به چهار آيه قبل خود و به آيات قبل از آن روشن نيست . * ( « إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّه الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ » ) * سياق اين كلام در مقام بيان اين است كه اين گروه ( يهوديان ) از تمامى موجودات زنده بدترند ، و هيچ شك و ترديدى در آن نيست ، دليل اينكه در مقام بيان اين معناست اين است كه مطلب را مقيد به قيد * ( « عِنْدَ اللَّه » ) * كرده و برگشت اين تقييد به اين است كه مطلب مزبور و هر چيزى كه خداوند به آن حكم و قضاوت كند خطاء در آن راه ندارد ، زيرا خودش مىفرمايد : « لا يَضِلُّ رَبِّي وَلا يَنْسى » « 1 » . و اگر كلام را به اين معنا كه « يهود بدترين جنبندگانند » افتتاح كرد براى اين است كه مقصود از اين فصل زنهار دادن و بر حذر داشتن مسلمين از شر ايشان و دفع شر ايشان از مسلمين بوده ، و ارتكاز طبيعى مردم بر اين است كه از شرى كه اميد هيچ خيرى در آن نيست پرهيز نمايند و به هر وسيله اى كه صحيح و ممكن باشد آن را از خود دور كنند . و بنا بر دستورى كه بعدا مىدهد و مىفرمايد : * ( « فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ . . . » ) * مناسب اين بود كه بيان خود را به اين معنا كه ايشان بدترين جنبندگانند افتتاح نمايد . و اينكه بدنبال جمله * ( « الَّذِينَ كَفَرُوا » ) * فرمود : * ( « فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ » ) * و فاء تفريع بر سر آن آورد براى اين است كه برساند يكى از اوصاف آنان كه زائيده كفرشان است اين است كه ايمان نمىآورند ، و ايمان نياوردن از كفر ناشى نمىشود مگر بعد از آنكه كفر در دل رسوخى كرده باشد كه ديگر اميد بر طرف شدن آن قطع شده باشد . بنا بر اين ، كسى كه وضعش چنين است ديگر نبايد انتظار داشت كه ايمان در دلش راه يابد ، چون كفر و ايمان ضد يكديگرند .
--> ( 1 ) پروردگارم نه گمراه مىشود و نه فراموش مىكند . سوره طه آيه 52