السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
140
تفسير الميزان ( فارسي )
چيزهايى است كه چرك و آلودگى و مانند آن داشته باشند ، و گر نه اگر اين معنا در آيه زكات نبود و از آنجا گرفته نمىشد در خود آيه خمس چنين معنايى وجود ندارد تا بگوييم از خود آيه گرفته شده است . و در الدر المنثور است كه عبد الرزاق و ابن جرير از عروة بن زبير ( رضى اللَّه عنه ) روايت كردهاند كه گفت : رسول خدا ( ص ) در چند آيه قرآن مامور به جنگيدن و قتال با كفار شده ، و اولين صحنه اى كه آن حضرت در آن حاضر شد بدر بود ، و رئيس مشركين در آن روز عتبة بن ربيعة بن عبد شمس بود ، و در روز جمعه شانزدهم رمضان بود كه در به دو دو لشكر با هم تلاقى كردند ، اصحاب رسول خدا ( ص ) سيصد و اندى نفر بودند ، و مشركين بين نهصد و هزار نفر ، روز فرقان همين روز بود كه خدا ميان حق و باطل جدايى انداخت ، و اولين كشته در آن روز مهجع غلام عمر و مردى از انصار بود . خداوند در آن روز مشركين را شكست داد و بيشتر از هفتاد نفر از ايشان كشته شد و همين مقدار از ايشان اسير شدند « 1 » . و نيز مىنويسد ابن مردويه از على بن ابى طالب ( رضى اللَّه عنه ) روايت كرده كه فرمود : شب فرقان كه صبحش روز تلاقى فريقين بود شب جمعه هفدهم ماه رمضان بود « 2 » . مؤلف : الدر المنثور نظير اين روايت را از ابن جرير از حسن بن على و از ابن ابى شيبه از جعفر از پدرش و نيز از جعفر از ابى بكر بن عبد الرحمن بن هشام ، و نيز از جعفر از عامر بن ربيعه بدرى نقل كرده و ليكن در آن دارد : روز بدر روز دوشنبه هفدهم ماه رمضان بود . و بسا در بعضى از اخبار وارده از طرق ائمه اهل بيت ( ع ) به روز نوزدهم رمضان « يوم يلتقى الجمعان » اطلاق شده ، چون در روايات ايشان شب نوزدهم شب قدر خوانده شده ، و اين معناى ديگرى و غير آن معنا است كه در آيه اراده شده ، مثلا در تفسير عياشى از اسحاق بن عمار از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده كه فرمود : در نوزدهم ماه رمضان تلاقى جمعان مىشود ، پرسيدم معناى كلام خداى تعالى كه مىفرمايد : « يلتقى الجمعان » چيست ؟ فرمود : روزيست كه در آن روز همه آنچه اراده كرده مقدم بدارد و آنچه كه اراده كرده مؤخر بدارد و اراده و قضائش اجتماع مىكنند « 3 » . و در تفسير عياشى از محمد بن يحيى از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده كه در تفسير جمله * ( « وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ » ) * فرمود : مقصود ابو سفيان و اصحاب او است « 4 » .
--> ( 1 و 2 ) الدر المنثور ج 3 ص 188 ( 3 ) تفسير عياشى ج 2 ص 64 ( 4 ) تفسير عياشى ج 2 ص 65