السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

108

تفسير الميزان ( فارسي )

وقيت بنفسى خير من وطىء الحصا * و من طاف بالبيت العتيق و بالحجر محمد لما خاف أن يمكروا به * فوقاه ربى ذو الجلال من المكر و بت اراعيهم متى ينشروننى * و قد وطنت نفسى على القتل و الاسر و بات رسول اللَّه فى الغار آمنا * هناك و فى حفظ الاله و فى ستر اقام ثلاثا ثم زمت قلائص * قلائص يفرين الحصا اينما تفرى « 1 » و « 2 » الدر المنثور همين ابيات را با مختصر تفاوتى از حاكم از على بن الحسين ( ع ) نقل كرده است « 3 » . در تفسير عياشى از زراره و حمران از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده كه در ذيل جمله * ( « خَيْرُ الْماكِرِينَ » ) * فرمود : رسول خدا ( ص ) از قومش بلا و ستم فراوانى ديد ، حتى كار را به اينجا رساندند كه در حال سجده رحم گوسفندى را بر روى او انداختند ، دخترش نزد او آمد و او هم چنان در سجده بود و آن رحم را از روى آن جناب برداشت ، و كثافات را از او پاك كرد . رسول خدا ( ص ) اين ستمها را تحمل نمود تا آنكه خداوند او را به آرزوها و آنچه كه دوست مىداشت رسانيد ، آرى ، در جنگ بدر همراه او از سوارگان بيش از يك سوار نبود ، ولى در فتح مكه دوازده هزار نفر در ركابش بودند ، حتى ابو سفيان و ساير مشركين آن روز به استغاثه درآمدند . . . « 4 »

--> ( 1 ) با جان خود حفظ كردم بهترين كسى را كه بر زمين قدم نهاد و بهترين كس را كه دور خانه كعبه و حجر اسماعيل طواف كرد محمد ( ص ) وقتى ترسيد مبادا نيرنگى به او بزنند پروردگار ذو الجلال من او را از مكر ( دشمن ) حفظ كرد و من ( در بسترش ) خوابيدم و مراقب دشمنان بودم كه كى مرا پاره پاره مىكنند در حالى كه خود را براى كشته شدن و اسير گشتن آماده كرده بودم رسول خدا ( ص ) در غار با ايمنى و آرامش بيتوته كرد آرى ، در غار و در حفظ خدا و پوشش او بود سه روز ايستاد ، آن گاه ( برايش ) مهار شد شترانى پليد پا ، شترانى كه به هر سو به راه مىافتادند بيابان را قطع مىكردند . ( 2 ) امالى طوسى ج 2 ص 78 ( 3 ) الدر المنثور ج 3 ص 180 ( 4 ) تفسير عياشى ج 2 ص 54 ش 43