السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

13

تفسير الميزان ( فارسي )

اينكه در آخر گفت « وزن ، وزن حق است » تتمه معناى آيه نيست ، بلكه ابتداى كلام ديگرى است . * ( « فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُه » ) * - « موازين » بنا بر بيانى كه گذشت جمع « ميزان » است ، آيه « 47 » سوره انبيا هم كه قبلا ذكر شد اين معنا را تاييد مىكند . و اگر به آن معنايى باشد كه جمهور مفسرين گفته‌اند مناسبتر آن است كه « موازين » جمع « موزون » باشد ، و لو اينكه با صرفنظر از معنايى كه ما براى ميزان كرديم ممكن هم هست آن را به اعتبار تعدد اعمالى كه سنجيده مىشود جمع « ميزان » گرفت ، و بدين وسيله معنايى را كه مفسرين كرده‌اند توجيه نموده ليكن تصور اينكه ميزان با حسنات سنگين و با سيئات سبك شود مشكل است ، زيرا چنين چيزى كه با حسنات سنگين و با سيئات سبك شود تصور ندارد . علاوه بر اينكه « حق » را صفت وزن گرفتن صحيح نيست ، زيرا « حق » كه همان « قسط » و عدل مىباشد صفت خداوندى است كه اعمال را وزن مىكند ، نه صفت وزن ، به شهادت اينكه مىفرمايد : « وَنَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ . . . » ، چون ظاهر جمله « فَلا تُظْلَمُ . . . » اين است كه خداوند به آنان ظلم نمىكند ، نه ميزان ، پس عدالت صفت خدا است نه صفت ميزان - دقت فرماييد - . غفلت از همين نكته مفسرين را بر آن داشته كه به نوعى از تجوز ، « ثقل موازين » را به رجحان اعمال تفسير كرده آن را چنين معنا كنند كه « در روز قيامت سنجش ، عادلانه است ، پس كسى كه اعمالش به خاطر غلبه حسناتش رجحان داشته باشد ، رستگار و كسى كه اعمالش بخاطر غلبه سيئاتش رجحان داشته باشد او از زيانكاران خواهد بود ، و به سبب ظلمى كه به آيات ما كردند سرمايه هاىشان كه همان نفسشان است از دست مىرود » « 1 » . از اين مفسرين سؤال مىشود : آن ملاك و محكى كه رجحان حسنات بر سيئات را - مخصوصا در آنجا كه كسى هم حسنه دارد و هم سيئه - معلوم مىكند چيست ؟ و با اينكه حسنات همه مثل هم نيستند و سيئات هم همه از حيث زشتى و مفسده در يك درجه نيستند آن ملاكى كه غلبه يكى را بر ديگرى معلوم كند كدام است ؟ از آيه شريفه بر مىآيد كه چنين چيزى در روز قيامت هست ، و يقينا ميزان عادلانه اى كه حجت را بر بندگان تمام كند در كار هست ، و يقينا آن ميزان چيزى است كه تنها حسنات بر آن مشتمل است نه سيئه ، و در جايى كه از هر كدام تعدادى وجود داشته باشد رجحان و غلبه يكى بر ديگرى به وسيله آن معلوم مىشود بدون اينكه گزافى لازم آيد . و اينها همه مؤيد احتمال ما است كه گفتيم ميزان همان حق است ، و مراد از توزين عادلانه همان است ، و اعمال بندگان را به همان محك مىسنجند ،

--> ( 1 ) تفسير ابو الفتوح رازى ج 2 ص 371