السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
80
تفسير الميزان ( فارسي )
در مجمع البيان در ذيل آيه * ( « ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا . . . » ) * مىگويد : فتنه در اينجا به معناى معذرت است ، و بر طبق همين معنا روايتى هم از امام صادق ( ع ) نقل شده . « 1 » در تفسير قمى در ذيل جمله : * ( « وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْه وَيَنْأَوْنَ عَنْه . . . » ) * گفته است كه بنى هاشم همواره رسول خدا را يارى كرده و قريش را مانع مىشدند از اينكه به آن جناب آسيب رسانند ، و در عين حال : « يناون عنه - از او دورى نموده و ايمان نمىآوردند » « 2 » . مؤلف : مضمون اين روايت قريب به مضمون روايتى است كه از عطا و مقاتل نقل شده كه : مراد از اين آيه ابو طالب عموى رسول خدا ( ص ) است ، زيرا وى قريش را از آسيب رساندن به رسول اللَّه ( ص ) بازمىداشت ، و در عين حال از آن جناب و از ايمان به او هم دورى مىكرد . « 3 » و ليكن سياق اين آيه با اين مطلب سازگار نيست ، براى اينكه ظاهرش اين است كه ضمير به قرآن برمىگردد ، نه به رسول اللَّه ، علاوه بر اينكه رواياتى كه از ائمه اهل بيت ( ع ) در خصوص ايمان ابو طالب وارد شده ، بسيار زياد است . در مجمع البيان مىگويد : اجماع اهل بيت ( ع ) بر ايمان ابو طالب به ثبوت رسيده ، و اجماع آنان حجت است ، براى اينكه آنان يكى از دو ثقلى هستند كه رسول اللَّه امت را امر به تمسك به آن دو كرده و فرموده است : « ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا - مادامى كه تمسك كنيد به آن دو ، هرگز گمراه نمىشويد » . « 4 » روايت عبد اللَّه عمر هم دلالت بر اين معنا دارد ، كه ابو بكر در روز فتح مكه پدرش را كه در آن ايام مرد نابينايى بود نزد رسول اللَّه آورد . حضرت فرمود : چرا اين پير مرد را زحمت دادى ؟ به من مىگفتى من خود نزد او مىرفتم ؟ ابو بكر عرض كرد : خواستم تا خداوند اجر و ثواب به او مرحمت كند ، به خدايى كه تو را به حق مبعوث كرد من آن روزى كه ابو طالب اسلام آورد بيشتر خوشحال بودم تا امروز كه پدرم اسلام مىآورد ، منظورم خوشحالى و خشنودى و روشنى چشم شما است ، حضرت فرمود : راست مىگويى . « 5 »
--> ( 1 ) مجمع البيان ج 3 ص 30 ط بيروت ( 2 ) تفسير قمى ج 1 ص 196 ( 3 و 4 ) مجمع البيان ج 3 ص 36 ط بيروت ( 5 ) مجمع البيان ج 3 ط بيروت