السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
56
تفسير الميزان ( فارسي )
تعالى اثبات و خصوصياتى كه آن صفت در ممكنات و مخلوقات به خود گرفته از حقتعالى نفى شود و به عبارت ديگر اصل صفت اثبات ، و محدوديت آن به حدود امكانى نفى گردد . در تفسير قمى در روايت ابى الجارود است كه حضرت ابى جعفر ( ع ) در تفسير آيه * ( « قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّه شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ » ) * فرمود : مشركين مكه در اوايل بعثت و همان موقعى كه رسول خدا ( ص ) در مكه مىزيست به آن جناب گفتند : اى محمد آيا خداوند رسولى به غير تو نيافت كه به سوى ما گسيل دارد ؟ گمان نمىكنيم كسى تو را در آنچه مىگويى تصديق كند ، ما از يهود و نصارا هم راجع به تو پرسش كرديم آنها نيز اظهار بى اطلاعى كرده ، گفتند : در كتبى كه نزد ما است ذكرى از اين مرد نشده ، بنا بر اين ، بايد گواهى بر رسالت خود بياورى . رسول خدا ( ص ) فرمود : خدا بين من و شما گواه است . « 1 » در تفسير عياشى از بكير از محمد از ابى جعفر ( ع ) روايت شده كه در تفسير كلام خدا كه مىفرمايد : * ( « لأُنْذِرَكُمْ بِه وَمَنْ بَلَغَ » ) * فرمود : على ( ع ) از « من بلغ » است « 2 » . مؤلف : ظاهر اين روايت اين است كه : « من بلغ » عطف بر ضمير « كم » است ، و ظاهر آيه هم همين است ، و ليكن در بعضى از روايات وارد شده كه مقصود از « من بلغ » تنها امام است ، و لازمه آن اين است كه عطف بر فاعل مقدر در « لانذركم » بوده و معنايش اين باشد كه من و « من بلغ » - امام - شما را انذار كنيم . در تفسير برهان است كه ابن بابويه به سند خود از يحيى بن عمران حلبى از پدرش از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده كه از آن جناب از معناى * ( « وَأُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لأُنْذِرَكُمْ بِه وَمَنْ بَلَغَ » ) * سؤال شد ، و در جواب فرمود : يعنى اهل هر ملت و زبانى كه باشند . « 3 » مؤلف : وجه اينكه چطور اين معنا از آيه استفاده مىشود گذشت . و در تفسير المنار است كه ابو الشيخ از ابى بن كعب روايت كرده كه گفت : اسيرانى را به حضور رسول خدا ( ص ) آوردند ، آن حضرت فرمود : آيا به اسلام دعوت شدهايد ؟ گفتند نه ، حضرت ايشان را رها كرده سپس اين آيه را تلاوت فرمودند :
--> ( 1 ) تفسير قمى ج 1 ص 195 ( 2 ) تفسير عياشى ج 1 ص 356 ح 14 ( 3 ) تفسير برهان ج 1 ص 520 ح 6