السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

47

تفسير الميزان ( فارسي )

مخالف با اثر مقهور باشد ، مانند ظهور آب بر آتش كه آن را خاموش مىسازد ، و ظهور آتش بر آب كه آن را تبخير و يا رطوبتش را خشك مىكند ، و از آنجايى كه تمامى اسباب عالم كون را ، خداى تعالى ايجاد ( اظهار ) كرده تا وسائطى باشند براى حدوث حوادثى ، و او است كه مسببات را از آثار اسباب ، متاثر مىسازد و اين اسباب و مسببات هر چه باشند ، مجبور به قبول آثارى هستند كه خداوند فعل آن را از يكى ، و انفعال از آن را از ديگرى خواسته است ، از اينجهت مىتوان گفت : تمامى آنها مقهور خداى سبحانند و خداى سبحان قاهر بر همه آنها است . پس لفظ « قاهر » از اسمايى است كه هم بر خداى متعال اطلاق مىشود ، و هم بر سلسله اسباب ، صادق است ، الا اينكه بين قهر او و قهر اسباب فرق است ، زيرا اگر غير او بعضى بر بعضى ديگر قهر و غلبه دارند در عين حال قاهر و مقهور از جهت مرتبه وجودى ، و درجه هستى ، با هم برابرند ، به اين معنا كه اگر آتش مثلا بر هيزم قهر مىكند و آن را مشتعل مىسازد خودش با آن هيزم ، هر دو موجودى هستند طبيعى . چيزى كه هست ، اقتضاى طبع يكى ، مخالف اقتضاى طبع ديگرى است ، و اقتضاى طبع آتش در تحميل اثر خود بر هيزم ، قوىتر است از اقتضاى هيزم در تحميل اثر خود بر آتش ، و از اين جهت است كه آتش بر هيزم غلبه و ظهور كرده و آن را از تاثير خود متاثر مىسازد . و ليكن خداى سبحان ، قهرش مانند قهر آتش بر هيزم نيست ، بلكه او قاهر است به تفوق و احاطه مطلق ، نه به قوىتر بودن در اقتضاى طبيعى به اين معنا كه اگر ما آتش زدن و شعله ور ساختن چيزى از قبيل هيزم و امثال آن را به خداى سبحان نسبت دهيم معناى اين نسبت ما اين است كه خداى سبحان هم به وجود مخصوص و محدودى كه با آن وجود هيزم را ايجاد كرده و هم به خواص و كيفياتى كه به آن داده و آن را با دست قدرت خود مجهز به آن خواص نموده و هم به ايجاد آتشى كه آن را طعمه خود سازد و آن آتش نيز ذات و آثارش ملك او است ، و هم به اينكه نيروى مقاومت در برابر آتش را از آن سلب نموده بر آن قاهر است . آرى ، قهر خداى تعالى بر هيزم به اين معنا است ، نه به معناى قهر موجودات بر يكديگر . چون او است كه هر چيزى را در جاى خود وضع كرده و از آن جمله احتراق و اشتعال را هم در هيزم قرار داده ، به طورى كه در برابر اراده و مشيت او قدرت سرپيچى از اين امر و از ساير امور و آثارى كه در آن نهاده ، ندارد . براى اراده و مشيت او افقى است ما فوق هستى هيزم . پس اگر مىگوييم خداوند بر بندگان قاهر است قهر او نظير قهر بعضى از بندگان بر بعضى ديگر ( كه همه در عرض هم هستند ) نيست ، قرآن كريم اين بحث ما را و همچنين