السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

16

تفسير الميزان ( فارسي )

آن گاه فرمود : كفار ظلمت و نور و عدل و جور را معادل هم مىگيرند . « 1 » مؤلف : اين معناى ديگرى است كه امام ( ع ) از آيه استفاده فرموده ، و اين معنا مبنى بر اين است كه كلمه « بربهم » متعلق باشد به كلمه « كفروا » نه به « يعدلون » . و در كافى از محمد بن يحيى از احمد بن محمد از ابن فضال از ابن بكير از زراره از حمران از ابى جعفر ( ع ) نقل كرده كه گفت از آن جناب از معنى جمله : * ( « قَضى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَه » ) * سؤال كردم ، حضرت فرمود : اين دو اجل همان اجل حتمى و اجل معلق است . « 2 » و در تفسير عياشى از حمران نقل شده كه گفت : از امام صادق ( ع ) از معنى جمله * ( « قَضى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى » ) * پرسيدم ، امام فرمود : يكى اجل معلقى است كه خداوند هر چه بخواهد در آن مىكند و ديگرى اجل محتوم است . « 3 » و نيز در تفسير عياشى از مسعدة بن صدقة از امام صادق ( ع ) روايت شده كه در ذيل جمله * ( « ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَه » ) * فرمود : اجلى كه غير مسمى است اجل معلقى است كه از آن هر چه را خدا بخواهد پيش مىآيد و اما اجل مسمى همان اجلى است كه خداوند اگر بخواهد مقدرش كند در هر شب قدرى براى مدت يك سال ، يعنى تا رسيدن شب قدر ديگر آن را نازل مىفرمايد ، آن گاه امام ( ع ) فرموده : اين همان اجلى است كه خداى تعالى در باره اش فرمود : « فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ » . « 4 » و نيز در تفسير عياشى از حمران نقل كرده كه گفت : از امام صادق ( ع ) در مورد معنى قول خداى تعالى كه فرمود : * ( « أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَه » ) * سؤال نمودم ، حضرت فرمود : اجل مسمى ، اجلى است كه در شب قدر براى ملك الموت تعين شده ، و آن همان اجلى است كه در باره اش فرمود : « فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ » و اجل در اين آيه همان اجلى است كه در شب قدر به ملك الموت ابلاغ شده است . و اما آن ديگرى اجلى است كه مشيت خدا در آن كارگر و مؤثر است يعنى اگر بخواهد مدتش را جلوتر و اگر بخواهد عقبتر مىاندازد . « 5 » مؤلف : در اين معنى روايات ديگرى از ائمه اهل بيت ( ع ) نقل شده ، و

--> ( 1 ) تفسير عياشى ج 1 ص 354 ( 2 ) كافى ج 1 ص 147 ح 4 ( 3 و 4 و 5 ) تفسير عياشى ج 1 ص 354