السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
119
تفسير الميزان ( فارسي )
نيست ، بلكه بر عكس كر و لال بودن و در ظلمت قرار گرفتنشان مسبب از تكذيب است . و بنا بر اين مراد از « اضلال » بر حسب انطباق بر مورد ، كر و گنگ كردن و در ظلمت انداختن آنان است . و مراد از * ( « مَنْ يَشَأِ » ) * همان كسانند كه آياتش را تكذيب نمودند . از اينكه « صراط مستقيم » را مقابل كورى و كرى و تاريكى قرار داد ، استفاده مىشود كه مراد از آن ، داشتن گوشى است كه دعوت خداى را بشنود و آن را بپذيرد ، و داشتن چشمى است كه حق را ببيند و در باره آن روشن باشد ، اين است پاداش آن كس كه آيات خداى را تكذيب نكند ، پس خداوند هر كس را كه بخواهد گمراه مىكند ، و البته مشيتش جز به گمراه كردن كسانى كه استحقاق آن را دارند تعلق نمىگيرد ، و هر كس را بخواهد بر صراط مستقيم قرارش مىدهد ، و البته مشيتش به اين تعلق نمىگيرد مگر در باره كسى كه متعرض رحمتش شود . و اما اينكه چگونه خداى تعالى آنان را به كرى و كورى و لالى توصيف فرموده ، و اينكه معناى حقيقى آن و توصيفهاى نظير آن چيست ، قبلا در آن بحث كردهايم . در اين آيه نكته ديگرى منظور است ، و آن نكته از فصل و وصل در جمله * ( « صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُماتِ » ) * استفاده مىشود ، چون اول يكى از صفات آنان را كه همان كرى است ذكر نموده آن گاه صفت ديگرى از آنان را كه همان گنگى است ذكر و به عنوان دومين صفت ، بر اولى عطف مىكند ، ولى وقتى در ظلمت بودنشان را كه صفت سوم آنان است ذكر مىكند ، عطف به آن دو ننموده و واو عاطفه به كار نمىبرد ، و با به كار بردن « واو » اين صفت را از آن دو جدا نمىسازد ، و حال آنكه همين سه وصف در باره منافقين در آيه « صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ » « 1 » بدون ذكر « واو » ذكر شده ، و در آيه « خَتَمَ اللَّه عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ » « 2 » به وصل آمده و شايد نكته اينكه يك جا همه به وصل آمده و جاى ديگر به فصل ، و در آيه مورد بحث هم به وصل آمده و هم به فصل ، اين باشد كه خواسته است اشاره بفرمايد به اينكه آنان كه كر بودند غير از كسانى بودند كه لال بودند ، ليكن هر دو در كورى و تاريكى مشتركند ، زيرا كرها عموما كسانى بودند كه از بزرگان خود كوركورانه تقليد مىكردند ، و اين تقليد به حدى رسيده بود كه ديگر گوش شنوايى برايشان نگذاشت تا دعوت حق را بشنوند ، و گنگها همان بزرگانى بودند كه مردم گوش به فرمان آنان بودند ، به طورى كه اگر مردم را به حق دعوت
--> ( 1 ) سوره بقره آيه 18 ( 2 ) خداوند بر دلهايشان مهر زده و گوشها و چشمهايشان را پرده اى گرفته . سوره بقره آيه 7