السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

67

تفسير الميزان ( فارسي )

مىگفتند يادش مىدهند : « إِنَّما يُعَلِّمُه بَشَرٌ » « 1 » و گاه شاعرش ناميده و مىگفتند : « شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِه رَيْبَ الْمَنُونِ » « 2 » و گاه ساحرش دانسته و مىگفتند : « ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ » « 3 » ، « إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً » « 4 » و يا قرآنش را از حرفهاى كهنه و قديمى خوانده و مىگفتند : « إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ » « 5 » ، « أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ اكْتَتَبَها فَهِيَ تُمْلى عَلَيْه بُكْرَةً وَأَصِيلًا » « 6 » ، « أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا لَشَيْءٌ يُرادُ » « 7 » ، و امثال اينها از مزخرفاتى كه در باره آن جناب گفتند و باعث وهن و سستى اركان دين هم نشد ، براى اينكه جواب همه اين افتراءات يك كلمه است ، و آن اينست كه از اين حرفها بر مىآيد صاحبان اين افتراءات نسبت به دين اسلام متزلزلند ، و هنوز حق بر ايشان روشن نشده و در باره اسلام و حقانيت آن استقامتى كسب نكرده‌اند . اين افتراءات و تهمتها مختص به اسلام و پيغمبر عزيزش نبوده ، تا رسول خدا از تفرس و بو بردن وقوع آن مضطرب شود ، چه ساير انبياء و مرسلين ( ع ) هم در اين گونه ابتلاآت و رو برو شدن با اين گونه گرفتاريها از ناحيه امت خود با آن جناب شريك بوده‌اند ، كما اينكه خداى متعال در قرآن كريم اين گونه گرفتاريها را نسبت به حضرت نوح و انبياى بعد از نوح ( ع ) سراغ ميدهد ، پس خطر محتمل را نمىتوان از قبيل گرفتاريها و افتراءات كفار در اوايل بعثت دانست ، بلكه خطرى اگر بوده ( و مسلما هم بوده ) امرى بوده كه از جهت كيفيت و زمان با آن گرفتاريها منطبق نمىشود ، و وقوعش جز در بعد از هجرت و پاى گرفتن دين در مجتمع اسلامى تصور ندارد . آرى مجتمع آن روز مسلمين طورى بوده كه ميتوان آن را به يك معجون تشبيه كرد ، چه

--> ( 1 ) مسلما انسانى او را تعليم مىدهد . سوره نحل آيه 103 . ( 2 ) شاعريست كه ما منتظريم او هم مانند ساير شعرا دستخوش حوادث روزگار شده خودش و نام و نشانش از يادها برود . سوره طور آيه 30 . ( 3 ) يا ساحر است و يا جن زده . سوره ذاريات آيه 52 . ( 4 ) شما پيروى نمىكنيد مگر مردى را كه ساحران جادويش كرده‌اند . سوره اسراء آيه 47 . ( 5 ) اين نيست جز همان سحرى كه سينه به سينه به او رسيده است . سوره مدثر آيه 24 . ( 6 ) گفتند حرفهاى او همان مطالب كهنه ايست كه او استنساخ كرده و در هر صبح و شام برايش مىخوانند . سوره فرقان آيه 5 . ( 7 ) بزرگانشان مىگفتند برويد و صبر كنيد بر خدايان خود ، اين حرفها ( كه اين مرد مىزند ) براى رسيدن به مقاصدى است كه در سر پرورانده نه به منظور حق . سوره ص آيه 6 .