السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
63
تفسير الميزان ( فارسي )
احدى باك ندارند و مىفرمايد : « الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَقالُوا حَسْبُنَا اللَّه وَنِعْمَ الْوَكِيلُ » « 1 » و اين حرف هم از غلطهاى واضح است كه كسى ( العياذ باللَّه ) بگويد رسول خدا براى اينكه مبادا چشم زخمى به وى برسد انجام امر خدا را به تعويق بيندازد ، زيرا برگشت اين توهم و خيال لا بد به اين است كه اگر رسول اللَّه امر خدا را امروز انجام دهد او را خواهند كشت و در نتيجه كار خدا زمين خواهد ماند ، و اين حرف خود غلط فاحشى است ، زيرا به فرض اينكه رسول اللَّه ( ص ) هم چشم زخمى مىديد خدا كارش زمين نمىماند ، و با اينكه سبب ساز در عالم او است و با اينكه در قرآن كريم از رسول اللَّه ( ص ) سلب استقلال در تاثير را كرده و فرموده : « لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ » آيا از پيش بردن كار خود به وسائل مختلف ديگر عاجز است ؟ ! پس نمىشود خطر محتمل ، خطر جانى رسول اللَّه باشد و ليكن ممكن است آن خطر را خطر اضمحلال و از بين رفتن دين دانست ، به اين بيان كه بيم آن مىرفت اگر آن جناب عمل تبليغ آن پيغام را در غير موقع انجام دهد او را متهم سازند ، و هو و جنجال راه بيندازد و در نتيجه دين خدا و دعوت او فاسد و بى نتيجه شود ، و اين گونه اجتهادات و مصلحتانديشىها براى آن جناب جايز بوده است و اسم اين مصلحتانديشى را نبايد ترس از جان گذاشت . از اينجا معلوم مىشود احتمال اينكه آيه در اوايل بعثت نازل شده همانطور كه بعضى از مفسرين اين احتمال را دادهاند « 2 » احتمال صحيحى نيست ، براى اينكه اين احتمال با جمله * ( « وَاللَّه يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » ) * سازگار نيست . زيرا در اول بعثت هنوز دين تبليغ نشده تا در تبليغ اين امر مهم بيم از بين رفتن دين و هدر رفتن زحمات پيامبر وجود داشته باشد ، لا بد همان خطر جانى و در نتيجه زمين ماندن كار خداست كه آن هم گفتيم احتمال غلطى است ، علاوه بر اين اگر مراد از * ( « ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ » ) * اصل دين يا اصل و فرع آن باشد آيه لغو و برگشت معناى آن به جمله معروف « آنچه در جوى مىرود آب است » خواهد بود . زيرا معناى آيه اين مىشود : هان اى رسول ! ابلاغ كن دين را زيرا اگر ابلاغ نكنى دين را ابلاغ نكرده اى دين را ، بعضىها گفتهاند ممكن است به همين احتمال سر و صورتى داد و گفت مراد از جمله : « ما انزل » همان
--> ( 1 ) كسانى كه مردم بانان گفتند : زنهار كه دشمن ، خلق كثيرى عليه شما جمع آورى كرده ، بترسيد و از روبرو شدن با ايشان بپرهيزيد ، ليكن همين تهديد بجاى اينكه در اراده آنان خللى وارد سازد ايمانشان را بيش از پيش محكم نمود ، و گفتند : بس است براى ما خداوند ، كه او نيكو وكيلى است . سوره آل عمران آيه 173 . ( 2 ) تفسير المنار ج 6 ص 463 .