السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

537

تفسير الميزان ( فارسي )

مجتمع يا زمامداران ، آن را وضع نموده‌اند ، و محرك ايشان بر اين وضع و قرارداد حاجت شديدى بوده كه بجريان قوانين مذكور داشته‌اند . زيرا اگر آن پاداشها و كيفرها را بر امتثال قوانين و تمرد از آن جعل نمىكردند نمىتوانستند از قوانين خود استفاده نموده و حاجتى را كه محرك ايشان بود از آن برآورده و از اختلال نظام جلوگيرى به عمل آورند ، و لذا هر وقت از عمل به قوانين بىنياز ميشوند و ديگر به آن قوانين احتياجى نمىبينند در وفاى به قراردادهاى خود يعنى دادن پاداش و كيفر سهلانگارى مىكنند ، و نيز كم و زيادى جزا و شدت و ضعف كيفرها به حسب اختلاف مقدار حاجت به قوانين و عمل به آن مختلف مىشود ، به اين معنا كه هر وقت احتياج به عمل به قوانين زياد شود پاداش و كيفرها نيز به همان نسبت شدت مىيابد و هر چه احتياج كمتر شد آن نيز كمتر مىشود . پس در حقيقت آمر و مامور ، و تكليف كننده و مكلف ، مانند مشترى و فروشنده اى هستند كه هر يك به ديگرى چيزى داده و چيزى مىستاند ، آمر و زمامدار خريدار عمل مردم به قوانين است و پاداشى كه مىدهد به منزله بهاى معامله است ، و عقاب و كيفرى كه به متخلف مىدهد به منزله خسارت و ضمان قيمتى است كه در هر معامله در مقابل اتلاف متاع بر ذمه مىگيرند . و كوتاه سخن ، رابطه ميان عمل و جزا امرى است قراردادى و اعتبارى نه حقيقى و تكوينى نظير ساير عناوين احكام و موازين اجتماعى كه به منزله محور چرخ اجتماع است مانند عنوان رياست و مرؤسيت و امر و نهى و اطاعت و معصيت و وجوب و حرمت و ملك و مال و خريد و فروش و غير آن كه همه عناوينى هستند اعتبارى نه حقيقى ، چون حقايق عبارتند از همان موجودات خارجى و حوادثى كه همراه آنها است ، و به هيچ وجه به دارايى و ندارى و عزت و ذلت و مدح و ذم تغيير نمىكنند . مانند زمين و آنچه كه از آن بيرون ميايد ، و نيز مانند مرگ و حيات و مرض و صحت و گرسنگى و سيرى و تشنگى و سيرابى كه امورى هستند حقيقى و واقعى . اين است آنچه كه عقلاى اجتماع در بين خود دارند . خداى سبحان هم ميان ما و خودش همين مطالبى را كه ما بين خود مجرى مىداريم معمول داشته ، يعنى سعادتى را كه به وسيله دين خود ، ما را بدان هدايت نموده در قالب همين سنن اجتماعى ريخته ، امر و نهى كرده ترغيب و تحذير نموده بشارت داده و انذار كرده به ثوابها وعده و به عقابها وعيد داده . و در نتيجه كار تلقى دين را عينا به اندازه سهولت تلقى قوانين اجتماعى آسان نموده و قرآن كريم در اشاره به اين مطلب فرموده : « وَلَوْ لا فَضْلُ اللَّه عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُه ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ