السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

533

تفسير الميزان ( فارسي )

يا از تخيلات شعرى است و متكى بر مبناى صحيحى از عقل نيست ، و غفلت داشته باشند از اينكه ممكن است همين تصوراتى كه در افق زندگى اجتماعى تصوراتى موهوم به نظر مىرسد در افق بندگى حقايقى ناگفتنى باشد . آرى عبوديتى كه ناشى از محبت پروردگار است كار بنده را بجايى مىكشاند كه دل از دست داده و عقلش خيره و سرگردان مىشود . و ديگر شعورى كه بتواند چيزى را غير پروردگار درك نموده ، اراده اى كه چيزى غير از خواسته هاى او بخواهد برايش باقى نمىگذارد ، در چنين حالتى انسان احساس مىكند كه كوچكترين توجه به خود و به مشتهيات نفس خود گناهى است عظيم و پرده ايست ضخيم كه جز مغفرت الهى چيزى آن را بر طرف نمىسازد . قرآن كريم هم گناه را حجاب دل و مانع از توجه تام به پروردگار ناميده و فرموده : « كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ » « 1 » . اين بود آنچه را كه گفتيم بحث دقيق و جدى - نه بحثى كه با حقايق بازى كند - آدمى را به آن ارشاد مىنمايد ، و ممكن هم هست كه براى اولياى خدا در خلال راز و نيازهاى نهانى كه با خداى خود دارند حالاتى دست دهد كه در آن احوال به گناهانى رقيقتر از اين مراحل چهارگانه و همچنين مغفرتى لطيفتر از اين مغفرتها برخورد نمايند كه اين گونه بحثهاى كلى و عمومى نتواند از عهده بيان آن برآيد . 5 - آيا بدون گناه مؤاخذه و مغفرت معقول است ؟ : در بحث از روش عقلاى اجتماع ، انسان به اين معنا برمىخورد كه عقلاء مؤاخذه و عقاب را فرع بر مخالفت تكليف اختيارى دانسته و از شرائط صحت تكليف هم عقل را مىشمارند . البته شرائط مختلف ديگرى براى اصل مؤاخذه و حدود آن نيز قائلند كه ما فعلا در مقام بيان و بحث از آن نيستيم . گفتار ما فعلا در باره عقلى است كه مردم متوسط الحال هر مجتمعى آن را وسيله تشخيص زشت از زيبا و نافع از مضر و خير از شر مىدانند . چون مردم - حتى دانشمندان - از نظر اجتماعى نه از نظر علمى ، براى هر انسانى مبدأ فعاله اى كه قادر بر تشخيص خير و شر است سراغ مىدهند ، اگر چه از نظر علمى آن را قبول نداشته ، ممكن است بگويند ما در انسان غير از قوايى كه در او به وديعه سپرده شده از قبيل قوه خيال و حافظه و امثال آن قوه ديگرى بنام عقل سراغ نداريم و تشخيص خير و شر كه مىگويند كار عقل است خاصيت توافق عملى همان قوا است

--> ( 1 ) حاشا چنين نيست ، بلكه گناهانى كه خود مرتكب شدند بر دلهايشان مسلط شده ، حاشا بدرستى كه ايشان از پروردگار خود محجوب شده‌اند . سوره مطففين آيه 15