السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
52
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَالإِنْجِيلَ وَما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ » ) * منظور از تورات و انجيل ، دو كتابيست آسمانى كه قرآن كريم يكى را نازل بر موسى ( ع ) و ديگرى را نازل بر عيسى ( ع ) مىداند ، نه اين كتابهايى كه فعلا در دست است و بنام انجيل و تورات ناميده مىشوند ، چه اينها تورات و انجيل حقيقى و آسمانى نيستند ، بلكه مجموعه اى هستند كه دست تحريف به اين صورتشان در آورده است ، و مراد از جمله * ( « ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ » ) * كه بعد از تورات و انجيل ذكر شده ساير كتبى است كه منسوب است به انبياى سلف ، و آن روز در دسترس اهل كتاب بوده است ، مانند « مزامير » داود ( ع ) كه قرآن آن را « زبور » خوانده است و امثال آن . و احتمال اينكه مراد از * ( « ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ » ) * قرآن باشد « 1 » احتمال بعيدى است ، چه قرآن با احكام خود شرايع و احكام آن دو را نسخ كرده ، با اين حال چگونه ممكن است در آرزوى عمل به انجيل و تورات قرآن هم به آن دو عطف شود و گفته شود : اگر اهل كتاب تورات و انجيل و قرآن را عمل مىكردند فلان طور مىشد ؟ ! زيرا از نظر قرآن تورات و انجيل عمل كردنى نيستند . ممكن است كسى بگويد عمل به قرآن در حقيقت عمل به انجيل و تورات اصلى هم هست ، چه آن دو كتاب به آمدن قرآن بشارت داده و بنى اسرائيل را به عمل و گرويدن به آن توصيه كردهاند ، عينا داستان قرآن و آن دو كتاب داستان آيات ناسخه قرآن است با آيات منسوخه آن ، يعنى هم چنان كه عمل به آيات ناسخه قرآن عمل به همه قرآن است عمل به قرآن ناسخ هم ، عمل به تورات و انجيل منسوخ است ، زيرا دين خدا واحد است و مزاحمت و دوئيتى بين اديان الهى نيست ، چيزى كه هست بعضى از كتابهاى آسمانى و بعضى از احكام يك كتاب مصلحت تشريع آنها موقت و محدود است ، و ابدى و هميشگى نيست . و اين احتمال خوبى است ليكن با كلمه « اقاموا » سازگار نيست ، براى اينكه اقامه تورات و انجيل به اين است كه به همان كيفيتى كه هست و با تمام جزئياتش محفوظ شود ، نه اينكه تنها آياتى كه در بشارت به اسلام و قرآن است اقامه و حفظ و ما بقى آن متروك شود ، پس معلوم مىشود مراد از اقامه ، اقامه تورات و انجيل است قبل از اينكه قرآنى نازل شود و آن دو را نسخ كند ، و اما نسخ تورات بتوسط انجيل ، آن بسيار مختصر و ناچيز و غير قابل اعتنا است ، پس احتمال اينكه مراد از جمله * ( « ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ » ) * قرآن باشد ، احتمال صحيحى نيست ، زيرا صرفنظر
--> ( 1 ) روح المعانى ج 6 ص 165 .