السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
483
تفسير الميزان ( فارسي )
مىكرد ، و برايش خيمه اى مويى مىزدند ، و در آن ايام لحاف و بسترش را برمىچيدند ، بعضى از اصحابش گفتهاند كه : از زنان هم كناره مىگرفت و ليكن امام صادق فرمود : اين حرف صحيح نيست و از زنان كناره گيرى نمىكرد . « 1 » مؤلف : اين معنا در روايات زياد ديگرى هم وارد شده ، و مقصود از كناره گيرى از زنان به طورى كه مىگويند و روايات هم بر آن دلالت دارد آميزش و معاشرت با آنان است نه جماع . 167 - و از جمله آداب و سنن آن حضرت در روزه گرفتن آنست كه صاحب فقيه به سند خود از محمد بن مروان نقل كرده كه گفت : از امام صادق ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : رسول خدا ( ص ) يك مرتبه آن قدر زياد روزه مىگرفت كه مىگفتند : ديگر افطار نمىكند و يك مرتبه آن قدر پشت سر هم افطار مىكرد كه مىگفتند ديگر روزه نمىگيرد ، بعضى از اوقات هم يك روز روزه مىگرفت و يك روز افطار مىكرد ، بعضى از اوقات تنها روزهاى دوشنبه و پنجشنبه را روزه مىگرفت تا آنكه به اينجا رسيد كه در هر ماه تنها سه روز يعنى پنجشنبه اول ماه و چهارشنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ما را روزه مىگرفت . و مىفرمود : اگر كسى اينچنين روزه بگيرد مثل اين است كه تمام عمرش روزه بوده ، آن گاه امام صادق ( ع ) فرمود : پدرم بارها مىفرمود : هيچ كسى نزد خدا دشمنتر و مبغوضتر از كسى نيست كه وقتى به او مىگويند رسول خدا ( ص ) چنين و چنان ميكرد و مثلا زياد روزه نمىگرفت و تو چرا اين قدر روزه مىگيرى و نماز مىخوانى در جواب بگويد : خدا مرا به خواندن نماز زياد و گرفتن روزه بسيار عذاب نخواهد كرد ، زيرا معنى اين حرف اين است كه رسول خدا بيش از آن نمىتوانسته عبادت كند . « 2 » 168 - و در كافى به سند خود از محمد بن مسلم از ابى عبد اللَّه ( ع ) نقل كرده كه فرمود : رسول خدا ( ص ) در اوائل بعثت روزه گرفتنش اينطور بود كه يك مدت آن قدر پى در پى روزه مىگرفت كه مىگفتند هيچ روزى را بدون روزه بسر نمىبرد ، و مدتى ديگر آن قدر پى در پى روزه بود كه گفته مىشد : روزه نمىگيرد ، آن گاه اين رويه را ترك كردند و مدتى يك روز در ميان روزه مىگرفتند كما اينكه روزه حضرت داود هم همين طور بوده ، پس از مدتى اين را نيز ترك كرد و مدتى همان ايام البيض هر ماه را روزه بود ، در آخر اين
--> ( 1 ) كافى ج 4 ص 175 ح 1 . ( 2 ) من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 48 .