السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

469

تفسير الميزان ( فارسي )

شده كه آن جناب از عسل خوشش مىآمد و نيز روايت شده كه در ميان ميوه ها انار را بيشتر دوست مىداشت . 119 - و طوسى در كتاب امالى به سند خود از ابى اسامه از ابى عبد اللَّه ( ع ) نقل كرده كه فرمود : طعام رسول اللَّه ( ص ) - اگر به دستش مىآمد - جو ، و حلوايش خرما ، و هيزم منزلش پوست و برگ و شاخه درخت خرما بود . « 1 » 120 - و در كتاب مكارم نقل مىكند كه رسول خدا ( ص ) غذاى داغ نمىخورد ، و صبر مىكرد تا خنك شود و مىفرمود : خداى تعالى ما را آتش نخورانيده و غذاى داغ بركت ندارد ، و وقتى غذا ميل مىفرمود « بسم اللَّه » مىگفت و با سه انگشت و از جلو خود غذا مىخورد ، و از جلو كسى غذا برنمىداشت ، و وقتى سفره پهن مىشد قبل از سايرين شروع مىكرد ، و با سه انگشت ابهام و انگشت پهلوى آن و انگشت وسط غذا مىخورد ، گاهى هم از انگشت چهارمى كمك مىگرفت و با تمامى كف دست مىخورد نه با دو انگشت ، و مىفرمود : غذا خوردن با دو انگشت ، غذا خوردن شيطان است . روزى اصحابش فالوده آوردند و آن حضرت با ايشان تناول فرمود ، پس از آن پرسيد اين فالوده از چه درست مىشود ؟ عرض كردند روغن را با عسل مىگذاريم اينطور مىشود ، فرمود : طعام خوبيست . رسول خدا ( ص ) نان جو را الك نكرده مىخورد و هيچ وقت نان گندم نخورد ، و از نان جو هم سير نشد ، و هيچ وقت بر خوان طعام غذا نخورد ، بلكه روى زمين مىخورد ، خربزه و انگور و خرما مىخورد و هسته آن را به گوسفند مىداد ، و هيچ وقت سير ، پياز ، تره و عسلى كه در آن مغافير بود ميل نمىفرمود ، و « مغافير » خلطى است كه در بدن زنبور هضم نشده و در عسل مىريزد و بوى آن در دهن مىماند . رسول خدا ( ص ) هيچ وقت غذايى را مذمت نفرمود ، اگر آن را دوست مىداشت مىخورد و اگر از آن خوشش نمىآمد نمىخورد و آن را مذمت نمىكرد كه ديگران هم نخورند ، ظرف غذا را مىليسيد و مىفرمود : غذاى آخر ظرف بركتش از همه آن غذا بيشتر است ، وقتى هم كه از غذا فارغ ميشد هر سه انگشت خود را يكى پس از ديگرى مىليسيد و دست خود را از طعام مىشست تا پاكيزه شود ، و هيچ وقت تنها غذا ميل نمىفرمود . « 2 » مؤلف : اينكه راوى گفت : با سه انگشت ابهام و انگشت پهلوى آن و انگشت وسط

--> ( 1 ) بحار ج 16 ص 288 ح 146 از امالى شيخ طوسى ( 2 ) مكارم الاخلاق ص 28