السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

460

تفسير الميزان ( فارسي )

( ص ) مىفرمود على دارد با « سحاب » مىآيد . هميشه لباس را از طرف راست مىپوشيد و مىگفت : « الحمد للَّه الذى كسانى ما اوارى به عورتى و اتجمل به فى الناس - حمد خدايى را كه مرا به چيزى كه عورتم را به آن پنهان كنم و خود را در بين مردم به آن زينت دهم پوشانيد » و وقتى لباسى از تن خود بيرون مىكرد از طرف چپ آن را از تن خارج مىنمود ، و هر وقت لباسى نو مىپوشيد ، لباس كهنه اش را به فقيرى مىداد و مىگفت : هيچ مسلمانى نيست كه با لباس كهنه خود مسلمانى را بپوشاند و جز براى خدا نپوشاند مگر اينكه آنچه را كه از او پوشانيده از خودش در ضمانت خدا و حرز و خير او خواهد درآمد ، هم در دنيا و هم در آخرت . و آن حضرت زيراندازى از پوست داشت كه بار آن از ليف خرما بود ، و در حدود دو ذراع طول و يك ذراع و يك وجب عرض داشت ، و عبايى داشت كه آن را هر جا كه مىخواست بنشيند دو تا كرده و زيرش مىگسترانيدند ، و غالبا روى حصير مىخوابيد . و از عادت آن جناب يكى اين بود كه براى حيوانات و همچنين اسلحه و اثاث خود اسم - مىگذاشت ، اسم پرچمش « عقاب » و اسم شمشيرى كه با آن در جنگها شركت مىفرمود « ذو الفقار » بود ، شمشير ديگرش « مخذم » و ديگرى « رسوب » و يكى ديگر « قضيب » بود ، و قبضه شمشيرش به نقره آراسته بود ، و كمربندى كه غالبا مىبست از چرم و سه حلقه نقره بان آويزان بود ، اسم كمان او « كتوم » و اسم جعبه تيرش « كافور » و اسم ناقه اش « عضباء » و اسم استرش « دلدل » و اسم دراز گوشش « يعفور » و اسم گوسفندى كه از شيرش مىآشاميد « عينه » بود ، آفتابه اى از سفال داشت كه با آن وضو مىگرفت و از آن مىآشاميد و مردم چون مىدانستند كه آفتابه آن جناب مخصوص وضو و آشاميدنش است از اين رو كودكان را به عنوان تيمن و تبرك مىفرستادند تا از آن آفتابه بياشامند و از آب آن به صورت و بدن خود بمالند ، بچه ها هم بدون پروا از آن جناب چنين مىكردند . « 1 » 74 - و در جعفريات از جعفر بن محمد از آباى گرامش از على ( ع ) روايت كرده كه فرمود : رسول خدا ( ص ) از شب كلاه هايى بسر مىگذاشت كه با دوخت خط خط شده بود تا آنجا كه فرمود : براى آن حضرت زرهى بود كه به آن مىگفتند ذات الفضول و سه حلقه از نقره داشت يكى از جلو و دو تا از عقب ، الى آخر . « 2 »

--> ( 1 ) احياء العلوم ج 7 ص 130 ( 2 ) جعفريات ص 184