السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

453

تفسير الميزان ( فارسي )

آوردن دلهايشان به كنيه هايشان مىخواند ، و اگر هم كسى كنيه نداشت خودش براى او كنيه مىگذاشت . مردم هم او را به كنيه اى كه آن جناب برايش گذاشته بود صدا مىزدند . و همچنين زنان اولاد دار و بى اولاد و حتى بچه ها را كنيه مىگذاشت و بدين وسيله دلهايشان را به دست مىآورد . « 1 » 39 - و نيز در آن كتاب است كه رسول خدا ( ص ) را رسم اين بود كه هر كه بر او وارد مىشد تشك خود را زيرش مىگسترانيد و اگر شخص وارد مىخواست قبول نكند اصرار مىكرد تا بپذيرد . « 2 » 40 - و در كافى به اسناد خود از عجلان نقل كرده كه گفت : من در حضور حضرت صادق ( ع ) بودم كه سائلى به در خانه اش آمد ، آن حضرت برخاست و از ظرفى كه در آن خرما بود هر دو دست خود را پر كرده و به فقير داد ، چيزى نگذشت سائل ديگرى آمد ، و آن جناب برخاست و مشتى خرما به او داد ، سپس سائل سومى آمد حضرت برخاست و مشتى خرما نيز به او داد ، باز هم چيزى نگذشت سائل چهارمى آمد ، اين بار حضرت برخاست و به مرد سائل فرمود : خدا ما و شما را روزى دهد ؟ آن گاه به من فرمود : رسول خدا ( ص ) چنين بود كه احدى از او از مال دنيا چيزى درخواست نمىكرد مگر اينكه آن حضرت ميدادش ، تا اينكه روزى زنى پسرى را كه داشت نزد آن حضرت فرستاد و گفت از رسول خدا چيزى بخواه اگر در جوابت فرمود چيزى در دست ما نيست بگو پس پيراهنت را به من ده ، امام صادق ( ع ) فرمود : رسول خدا ( ص ) پيراهن خود را در آورد و جلوى پسر انداخت ( در نسخه ديگرى دارد پيراهن خود را كند و به او داد ) خداى تعالى با آيه : « لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَلا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً - دست خود را بسته به گردن خود مكن ، و آن را به كلى هم باز مكن تا اين چنين ملامت شده و تهى دست شوى » ، آن جناب را تاديب كرده به ميانه روى در انفاق . « 3 » . 41 - و نيز در آن كتاب به سند خود از جابر از ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : رسول خدا ( ص ) هديه را قبول مىكرد و ليكن صدقه نمىخورد . « 4 » 42 - و نيز در آن كتاب از موسى بن عمران بن بزيع نقل كرده كه گفت : به حضرت

--> ( 1 ) احياء العلوم ج 7 ص 115 . ( 2 ) احياء العلوم ج 7 ص 114 . ( 3 ) كافى ج 4 ص 55 ح 7 . ( 4 ) كافى ج 5 ص 143 ح 7 .