السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
436
تفسير الميزان ( فارسي )
مىكرد ، و از مردم حال مردم را مىپرسيد ، و هر عمل نيكى را تحسين و تقويت مىكرد ، و هر عمل زشتى را تقبيح مىنمود ، در همه امور ميانه رو بود ، گاهى افراط و گاهى تفريط نمىكرد ، از غفلت مسلمين و انحرافشان غافل نبود ، و در باره حق ، كوتاهى نمىكرد و از آن تجاوز نمىنمود ، در ميان اطرافيان خود كسى را برگزيده تر و بهتر مىدانست كه داراى فضيلت بيشتر و براى مسلمين خيرخواه تر بود ، و در نزد او مقام و منزلت آن كسى بزرگتر بود كه مواسات و پشتيبانيش براى مسلمين بهتر بود . سيد الشهداء ( ص ) سپس فرمود : من از پدر بزرگوارم از وضع مجلس رسول اللَّه ( ص ) پرسيدم ، فرمود : هيچ نشست و برخاستى نمىكرد مگر با ذكر خدا ، و در هيچ مجلسى جاى مخصوصى براى خود انتخاب نمىكرد ، و از صدرنشينى نهى مىفرمود ، و در مجالس هر جا كه خالى بود مىنشست ، و اصحاب را هم دستور مىداد كه چنان كنند . و در مجلس ، حق همه را ادا مىكرد ، به طورى كه احدى از همنشينانش احساس نمىكرد كه از ديگران در نزد او محترمتر است ، و هر كسى كه شرفياب حضورش مىشد اين قدر صبر مىكرد تا خود او برخيزد و برود ، و هر كس حاجتى از او طلب مىكرد برنمىگشت مگر اينكه يا حاجت خود را گرفته بود ، يا با بيانى قانع ، دلخوش شده بود ، خلق نازنينش اينقدر نرم بود كه به مردم اجازه مىداد او را براى خود پدرى مهربان بپندارند ، و همه نزد او در حق مساوى بودند ، مجلسش ، مجلس حلم و حيا و راستى و امانت بود و در آن صداها بلند نمىشد ، و نواميس و احترامات مردم هتك نمىگرديد ، و اگر احيانا از كسى لغزشى سر مىزد ، آن جناب طورى تاديبش مىفرمود كه براى هميشه مراقب مىشد ، همنشينانش همه با هم متعادل بودند ، و مىكوشيدند كه با تقوا يكديگر را مواصلت كنند ، با يكديگر متواضع بودند ، بزرگتران را احترام نموده و به كوچكتران مهربان بودند ، و صاحبان حاجت را بر خود مقدم مىشمردند ، و غريبها را حفاظت مىكردند . و نيز فرمود : پرسيدم سيره آن حضرت در ميان همنشينانش چطور بود ؟ فرمود : دائما خوشرو و نرمخو بود ، خشن و درشت خو و داد و فرياد كن و فحاش و عيب جو و همچنين مداح نبود ، و به هر چيزى كه رغبت و ميل نداشت بى ميلى خود را در قيافه خود نشان نمىداد و لذا اشخاص از پيشنهاد آن مايوس نبودند ، اميدواران را نااميد نمىكرد ، نفس خود را از سه چيز پرهيز ميداد : 1 - مراء و مجادله 2 - پر حرفى 3 - گفتن حرفهاى به درد نخور . و نسبت به مردم نيز از سه چيز پرهيز مىكرد : 1 - هرگز احدى را مذمت و سرزنش نمىكرد 2 - هرگز لغزش و عيبهايشان را جستجو نمىنمود 3 - هيچ وقت حرف نمىزد مگر در جايى كه اميد ثواب در آن