السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
430
تفسير الميزان ( فارسي )
« فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ » « 1 » . و اين همان است كه انبياء حق را به صراحت قول و صدق كلام مىخواند ، اگر چه در بعض موارد با اين رويه رسوم سازشكارى و ادبهاى دروغى كه در اجتماعات غير مذهبى است مخالفند و از آن راضى نيستند . و از جمله ادب انبياء ( ع ) كه در معاشرت و رفتارشان با مردم آن را رعايت مىكردهاند احترام اقويا و ضعفا به طور مساوى و مبالغه در احترام اهل علم و تقوى است ، چون اساس كار اين بزرگواران بر عبوديت و تربيت نفوس انسانى است ، از اين جهت در كار خود فرقى بين توانگر و فقير ، كوچك و بزرگ ، زن و مرد ، بنده و آزاد ، حاكم و محكوم ، امير و مامور و سلطان و رعيت نمىگذاشتند ، اينجاست كه در منطق انبياء ( ع ) جميع امتيازات مربوط به صفات و همچنين اختصاصاتى كه اقويا و زورداران نسبت به مزاياى اجتماعى براى خود قائلند لغو و بى اعتبار مىشود . و ديگر بهره مندى از مزاياى اجتماعى و محروميت از آن ، و خلاصه نيكبختى و بدبختى اشخاص دائر مدار غنا و فقر و زورمندى و ناتوانى ايشان نيست ، و چنان نيست كه زورمند و توانگر در هر شانى از شؤون اجتماعى بالاترين مكانت را حائز و از هر عيشى بهترين آن را دارا و از هر كارى آسانتر و راحتترين آن را شاغل و از هر وظيفه اى سبكترين آن را عهده دار باشد ، بلكه جميع طبقات مردم در همه مزايا يكسانند ، قرآن كريم در اين باره مىگويد : « يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثى وَجَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَقَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّه أَتْقاكُمْ » « 2 » . آرى در اين منطق آن استكبارى كه اقويا به قوت خود و اغنيا به ثروت خود مىكردند جاى خود را به تواضع و پيشدستى از يكديگر بسوى مغفرت و رحمت و مسابقه در خيرات و جهاد در راه خدا و طلب مرضات او داد ، در نتيجه همانطورى كه اغنيا مورد احترام واقع مىشدند ، فقرا نيز احترام شدند ، و همان جورى كه اقويا رعايت ادبشان مىشد ، ضعفا نيز مورد ادب واقع شدند ، بلكه فقرا و ضعفا به احترام بيشتر و رعايت ادب زيادترى اختصاص يافتند ، خداى تعالى در تاديب نبى محترم خود مىفرمايد : « وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَه وَلا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَلا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَه عَنْ ذِكْرِنا وَاتَّبَعَ هَواه وَكانَ أَمْرُه فُرُطاً »
--> ( 1 ) پس چيست بعد از حق جز گمراهى . سوره يونس آيه 32 . ( 2 ) هان اى مردم ! ما همه شما راى از مردى و زنى آفريديم و شما راى تيره تيره و قبيله قبيله كرديم تا يكديگر راى به آسانى بشناسيد همانا گرامىترين شما نزد خداوند پارساترين شما است . سوره حجرات آيه 13 .