السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

416

تفسير الميزان ( فارسي )

خداى تعالى را كه پروردگار من و پروردگار شما است بپرستيد » . بار سوم مطلب را با ايراد چيزى كه نقيض مورد آن است و با حصر به « الا » و « ما » نفى كرد و گفت : « درست است كه من به آنان چيزهايى را گفته‌ام ليكن همانهايى را گفته‌ام كه تو مرا دستور دادى و آن اين بود كه خدا را كه پروردگار من و شما است بپرستيد ، و چطور ممكن است اين را هم گفته باشم كه مرا و مادرم را به غير خداوند دو معبود بگيريد ؟ ! » . آن گاه گفت : « و من مادامى كه در بينشان بودم شاهد و ناظر بر آنان بودم پس از آنكه تو مرا بسوى خود خواندى تو خودت مراقبشان بودى » . اين كلام به منزله متمم نفى مزبور است ، براى اينكه معنايش اين است كه من به آنان چيزى از خودم نگفتم و آنچه گفتم همه به دستور خودت بود ، و آنان اين بود كه : بپرستيد خدايى را كه پروردگار من و شما است ، و جز اين هم دستورى متوجه من نشده و جز شهادت و مراقبت اعمالشان تا در بين آنها بودم وظيفه اى نداشتم و پس از مرگم وظيفه‌ام نسبت به آنان منقطع شد و تو ، به شهادت دائمى و عموميت چه قبل از مرگم و چه بعد از آن و چه بر آنان و چه بر هر چيز ديگرى غير آنان شاهد بوده و هستى . و وقتى رشته كلامش به اينجا كشيد به نظرش رسيد كه اين مطلب را به وجه ديگرى كه در حقيقت متمم وجوه قبلى است نفى نمايد و به اين وسيله تماميت آن نفى حاصل گردد و لذا گفت : « اگر عذابشان كنى ، بندگان تواند » و مرادش بطورى كه از سياق كلامش استفاده مىشود اين است كه وقتى داستان از اين قرار بود كه عرضه داشتم پس من از آنان جدا و بيگانه و آنان از من جدا و بيگانه‌اند ، تو دانى و آن بندگانت ، اگر عذابشان كنى بندگان تواند و مولا و پروردگار را سزاست كه بندگان خود را به جرم اينكه نافرمانيش كردند و برايش انباز گرفتند عذاب كند ، آنان هم سزاوار عذاب هستند و اگر هم از جرمشان درگذرى باز هم ايرادى بر تو گرفته نمىشود چه تو غالبى هستى كه هرگز مغلوب و مؤاخذ ما فوقى نمىشود ، و حكيمى هستى كه هرگز عمل سفيهانه و بدون ملاك نمىكند و هر چه مىكند همان اصلح است . با اين بيانى كه در باره كلام مسيح ( ع ) كرديم وجوه لطيفى از ادب عبوديت كه در كلام اوست ظاهر مىگردد ، و اگر دقت شود هيچ يك از جملات كلامش را ايراد نكرده مگر آنكه با زيباترين ثنا و بليغترين بيان و صريحترين لسانش آميخته است . و نيز از آن جمله ، دعائى است كه از نبى گراميش محمد ( ص ) نقل مىفرمايد در حالى كه مؤمنين از امتش را هم به آن ملحق نموده : « آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْه مِنْ رَبِّه وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّه وَمَلائِكَتِه وَكُتُبِه وَرُسُلِه لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِه وَقالُوا