السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

393

تفسير الميزان ( فارسي )

حضرت يوسف ( ع ) گرفتارى خود را براى پروردگارش چنين شرح مىدهد كه امرش در نزد زنان دربارى و در موقف فعليش دائر شده است ميان رفتن به زندان و ميان اجابت خواسته آنها ، و به علمى كه خداوند كرامتش كرده و با آيه : « وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّه آتَيْناه حُكْماً وَعِلْماً » « 1 » از آن حكايت نموده ، زندان را بر اجابت آنها ترجيح مىدهد ، ليكن از طرفى هم اسباب و مقدماتى كه زنان دربارى مصر براى رسيدن به منظور خود ترتيب داده‌اند بسيار قوى است ، و اين مقدمات يوسف را به غفلت و جهل به مقام پروردگار و ابطال علم و ايمان به خدايش تهديد مىنمايد ، و چاره اى جز دستگيرى خدا و حكم او نمىبيند ، چنان كه در زندان نيز به رفيق زندانى خود گفت : « إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّه » « 2 » و لذا در اين دعا ادب را رعايت كرده و براى خود درخواست حاجتى نمىكند ، چون حاجت خواستن خود يك نحوه حكم كردن است ، بلكه تنها اشاره مىكند به اينكه جهل تهديدش مىكند به ابطال نعمت علمى كه پروردگارش كرامتش فرموده و رهائيش از خطر جهل و دور شدن كيد زنان از او موقوف به عنايت خداى تعالى است ، لذا تسليم امر خدا شد و چيز ديگرى نگفت . خداى تعالى هم دعايش را مستجاب نمود و كيد زنان را كه عبارت بود از منحرف شدن و يا به زندان رفتن از او به گردانيد ، در نتيجه هم از انحراف خلاص شد و هم از زندان ، از اينجا معلوم مىشود كه مرادش از كيد زنان هر دو بوده . و اما اينكه عرض كرد : « رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ . . . » در حقيقت خواست تمايل قلبى خود را در صورت دوران مزبور نسبت به رفتن زندان و نفرت و دشمنى خود را نسبت به فحشا اظهار نمايد ، نه اينكه به گمان بعضى رفتن به زندان را دوست داشته باشد ، چنان كه سيد الشهداء حسين بن على ( ع ) نيز در اين مقوله فرمود : « الموت اولى من ركوب العار و العار خير من دخول النار - تن به مرگ دادن سزاوارتر است از قبول عار و قبول عار و ننگ بهتر است از داخل آتش دوزخ » به دليل اينكه خداى تعالى بعد از اين آيه فرموده : « ثُمَّ بَدا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما رَأَوُا الآياتِ لَيَسْجُنُنَّه حَتَّى حِينٍ » « 3 » .

--> ( 1 ) و وقتى كه به حد بلوغ خود رسيد حكم و علمش كرامت كرديم . سوره يوسف آيه 22 . ( 2 ) حكم براى كسى جز خداى تعالى نيست . سوره يوسف آيه 40 . ( 3 ) پس بعد از آنكه آن معجزات را ديدند رأىشان بر اين قرار گرفت كه او را بدون هيچ ملاحظه اى تا مدتى زندانى كنند . سوره يوسف آيه 35 .