السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

324

تفسير الميزان ( فارسي )

بيان آيات اين آيات ، داستان نزول مائده را بر مسيح و يارانش ياد آورى مىكند ، گر چه تصريح ندارد به اينكه چنين مائده اى نازل شده ، ليكن از اينكه آيه آخرى مشتمل است بر وعده قطعى و بدون قيد به اينكه نازل خواهد كرد ، و از اينكه خداى متعال همانطورى كه خودش خود را وصف كرده ، تخلف در وعده نمىكند ، استفاده مىشود كه چنين مائده اى نازل كرده است ، و اينكه بعضى گفته‌اند : حواريين بعد از اينكه آن تهديد شديد را از خداوند نسبت به كسى كه بعد از اين معجزه كفر بورزد شنيدند حرف خود را از عيسى پس گرفتند ، گفتارى است كه از قرآن و احاديث دليل قابل اعتمادى بر آن يافت نمىشود ، اين سخن از عده اى از مفسرين از آن جمله مجاهد و حسن نقل شده است و دليلى بر گفتار خود نياورده‌اند ، و اگر هم كسى بگويد گفتار مجاهد و حسن خود به منزله روايت است و روايت موقوفه خواهد بود ، علاوه بر اينكه معارضند با روايات ديگرى كه دلالت بر نزول مائده دارند ، بر فرض اينكه اگر گفتار اينان به منزله روايت هم باشد تازه خبر واحدى بيش نيست ، و در جاى خود مسلم است كه خبر واحد در غير احكام حجت نيست . پس به گفته اينان نمىتوان استناد جست به اينكه چنين مائده اى نازل نشده ، و چه بسا استدلال شود بر نازل نشدن مائده به اينكه اگر چنين چيزى بود نصارا خبر دار مىشدند و در كتبشان اثرى از آن ديده مىشد ، چون داعى آنها بر حفظ شعائر و مقدسات دينيشان زياد بوده ، كما اينكه عشاى ربانى را به سيره مستمره دست به دست گردانيده و تا كنون حفظ كرده‌اند و از داستان مائده در كلمات خود آنها و نه در كتابهاى مقدسشان اثرى ديده نمىشود . اين استدلال نيز صحيح نيست ، براى اينكه اگر كسى خبره در تاريخ و مطلع از مساله شيوع نصرانيت و ظهور انجيلها باشد ، به امثال اين حرفها اعتنايى نمىكند . زيرا نه كتابهاى مقدس نصارا به طور تواتر به زمان مسيح مستند مىشود و نه اين نصرانيت فعلى به زمان آن جناب متصل مىگردد ، بلى البته اين هست كه در بعضى از انجيلها اين معنا ديده مىشود كه مسيح ( ع ) شاگردان خود و جماعتى از مردم را به نان و ماهى مختصرى بطور اعجاز اطعام كرده ، ليكن اين حكايت با داستانى كه قرآن راجع به مائده دارد در هيچيك از خصوصيات تطبيق نمىشود ، در انجيل يوحنا ، اصحاح ششم داستان نان و ماهى را چنين نقل مىكند : 1 - بعد از آن مسيح گذشت به پل درياى جليل ( و آن درياى طبريه است ) 2 - جمع