السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
310
تفسير الميزان ( فارسي )
از اولياى ميت كه مدعى هستند * ( « مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الأَوْلَيانِ » ) * ، « اوليان » به معنى « اولان » يعنى دو تاى اول است * ( « فَيُقْسِمانِ بِاللَّه » ) * به خدا سوگند مىخورند كه آنها به اين ادعا سزاوارتر از آن دو تاى اولند و اينكه آن دو در سوگند خود دروغ گفتهاند : * ( « لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما وَمَا اعْتَدَيْنا إِنَّا إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ » ) * رسول خدا به اولياى تميم فرمود تا مطابق دستورى كه مىدهد قسم بخورند آنها نيز قسم خوردند حضرت قلاده و ظرف طلا را از ابن بندى و ابن ابى ماريه گرفت و به اولياى تميم داد ، * ( « ذلِكَ أَدْنى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهادَةِ عَلى وَجْهِها أَوْ يَخافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمانٌ بَعْدَ أَيْمانِهِمْ » ) * « 1 » . مؤلف : قمى نيز در تفسير خود « 2 » نظير اين روايت را نقل كرده و در آن روايت بعد از جمله * ( « تَحْبِسُونَهُما مِنْ بَعْدِ الصَّلاةِ » ) * دارد كه مراد از اين نماز ، نماز عصر است و ظاهرا كلمه : « اولين » كه در كلام امام است به صيغه تثنيه است ، و مراد از اولين كه در تفسير « اوليان » است همان دو شاهد اولند . و ظاهر معنى آيه به اين نحوى كه امام ( ع ) قرائت فرموده يعنى كلمه « استحق » را مبنى بر فاعل خوانده و همين قرائت به على ( ع ) هم نسبت داده شده ، و ما نيز در بيان سابق آن را تاييد نموديم و گفتيم اين معنى واضحترين معانى است كه در آيه احتمال داده شده است . در در المنثور است كه ترمذى ( وى روايت را ضعيف دانسته ) و ابن جرير و ابن ابى حاتم و نحاس از باذان مولاى ام هانى از ابن عباس از تميم دارى نقل مىكند كه در تفسير آيه « * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ ) * » در شان نزول اين آيه گفت : غير از من و عدى بن بدا كسى ديگر دخالت نداشت ، آن گاه راوى جريان را چنين نقل مىكند كه تميم قبل از اسلام نصرانى بود ، و در بين شام و مدينه براى تجارت رفت و آمد داشت ، در يكى از سفرها مردى از آزاد شده هاى قبيله بنى سهم كه نامش بديل بن ابى مريم بود به اتفاق آن دو به شام آمده بود و جامى از نقره كه عمده سرمايه اش بود همراه داشت ، و مىخواست تا به در بار سلطنتى شام ببرد ، اتفاقا در راه مريض شد ، به همراهان خود وصيت كرد كه اموالش را به ورثه اش برسانند ، تميم مىگويد ما بدين حال بوديم كه بديل مرد ، جام نقره اى كه داشت برداشته و به مبلغ هزار درهم فروخته و پولش را بين خود تقسيم كرديم . در مراجعت ما بقى اموالش را به ورثه اش رسانديم ، وقتى اثاث او را باز كردند جام را
--> ( 1 ) فروع كافى ط دار التعارف ج 7 ص 5 ح 7 . ( 2 ) تفسير قمى ط نجف ج 1 ص 189 .