السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

287

تفسير الميزان ( فارسي )

اظهار مىكند در شك و ترديد بوديد . سوگندى هم كه مىخورند بدين طريق است كه مىگويند : * ( « لا نَشْتَرِي بِه ثَمَناً وَلَوْ كانَ ذا قُرْبى » ) * يعنى ما از شهادتى كه نسبت به گفته هاى وصى مىدهيم سود مادى را نمىخواهيم اگر چه وصى ، خويشاوند ما باشد . و بدست آوردن سود مادى بوسيله شهادت به اين است كه شاهد به منظور رسيدن به منفعتى از قبيل مال و جاه و يا اقناع و عواطف قرابت در شهادت خود از راه حق منحرف شود و شهادت خود را به ازاى اين غرضهاى مادى كه بهايى است كم و بى ارزش بذل كند . و بعضىها گفته‌اند ضمير در « به » به « يمين » بر مىگردد ، و بنا بر اين گفته ، معنى چنين مىشود : ما از اين سوگند خود دنياى بى ارزش و اندك را در نظر نداريم . و لازمه اين گفته اين است كه سوگند دو نوبت اجرا شود يكى براى اثبات وصيت ، بار ديگر براى اثبات سوگند اول ، و آيه از افاده اين معنا بسيار بعيد است . و اينكه فرمود : * ( « وَلا نَكْتُمُ شَهادَةَ اللَّه » ) * معنيش اين است كه ما شهادت بر خلاف واقع نمىدهيم ، * ( « إِنَّا إِذاً لَمِنَ الآثِمِينَ » ) * چون در اين صورت ما از گناهكاران و حاملين و زر و گناه خواهيم بود . اين جمله نظير عطف تفسير است بر جمله * ( « لا نَشْتَرِي بِه ثَمَناً » ) * و اضافه شهادت به كلمه « اللَّه » در « شهادة اللَّه » يا از اين نظر است كه خداى تعالى واقع را مىبيند ، همانطورى كه گواهان ديده‌اند . پس در حقيقت همانطورى كه شهادت ، شهادت آن دو است شهادت خدا هم هست و چون خداوند سزاوارتر است به ملك ، پس در حقيقت شهادت در اصل حق خداوند و ملك اوست و آن دو تبع و طفيلاند ، كما اينكه فرمود : « وَكَفى بِاللَّه شَهِيداً » « 1 » و نيز فرموده : « وَلا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِه إِلَّا بِما شاءَ » « 2 » و يا از نظر اين است كه شهادت حقى است كه خداوند آن را بين بندگان خود مقرر فرموده ، و واجب است بر ايشان كه آن را آن چنان كه هست و بدون تحريف اقامه كنند و چيزى را از آن كتمان ننمايند ، كما اينكه از همين نظر گفته مىشود : « دين خدا » با اينكه دين ، روش بندگان خدا است و نيز از همين نظر فرموده : « وَأَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّه » « 3 » و نيز فرموده : « وَلا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ » « 4 » . * ( « فَإِنْ عُثِرَ عَلى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً » ) * « عثور » بر هر چيز ، اطلاع بر آن و يافتن آن است .

--> ( 1 ) بس است خداوند براى شهادت . سوره نساء آيه 79 . ( 2 ) و احاطه نمىيابند به چيزى از علم خدا مگر آن مقدارى را كه خود او بخواهد . سوره بقره آيه 255 . ( 3 ) اقامه كنيد شهادت را براى خدا . سوره طلاق آيه 3 . ( 4 ) شهادت را كتمان مكنيد . سوره بقره آيه 284 .