السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
271
تفسير الميزان ( فارسي )
تربيت دادن به نفس خود از مردم كناره گيرى مىكنند ، بطورى كه مساله رهبانيت يكى از سنن متبعه آنها است ، و داستان رهبانيت ايشان را قرآن كريم هم ذكر كرده و فرموده است : « ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْباناً وَأَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ » « 1 » و نيز فرموده : « وَرَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّه فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها » « 2 » كما اينكه راجع به تاركين دنيا و عابدهاى يهود هم فرموده : « لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّه آناءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ . يُؤْمِنُونَ بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَأُولئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ » « 3 » . و اما فرق مختلفه مرتاضين كسانى كه داراى اعمال شگفتآورى هستند ، مانند ساحران اهل سيميا و اصحاب طلسمات و آنهايى كه داراى تسخير ارواح و تسخير جن و تسخير روحانيت حروف و كواكب و غير آن هستند ، و آنان كه به احضار و تسخير نفوس پرداختهاند گر چه براى هر كدامشان رياضتهاى عجيب مخصوصى است ، ليكن نتيجه نوع آنها همان تسلط بر نفس است « 4 » . و خلاصه آنچه گفته شده اين است كه هدف نهايى جميع ارباب اديان و مذاهب و صاحبان اعمال مخصوصه ، همانا تهذيب نفس است بوسيله ترك هواهاى نفسانى و اشتغال به تطهير آن از اخلاق نكوهيده ، و احوالى كه با هدف مناسب و سازگار نيست . 5 - ممكن است شما برگرديد و بگوييد : آنچه از رفتار و سنن ارباب مذاهب و طريقه ها به ثبوت رسيده بيش از اين نيست كه اينها در دنيا زهد مىورزيدهاند و بس ، و اين غير مساله معرفت النفس و اشتغال به تربيت نفسى است كه شما در آن بحث مىكنيد ، به عبارت ساده تر چيزى كه اديان و مذاهب به آن دعوت مىكنند عبارت از اين است كه انسان خداوند
--> ( 1 ) و اين براى اين است كه بعضى از نصارا كشيش و بعضى عابدند و اصولا مردمى متكبر نيستند . سوره مائده آيه 82 . ( 2 ) و رهبانيتى كه نصارا آن را بدعت كرده و ما دستورى به آنان نداديم مگر تحصيل خوشنودى خدا ، پس رعايت نكردند آن طور كه جا داشت رعايت كنند . سوره حديد آيه 27 . ( 3 ) سوره آل عمران آيه 114 . ( 4 ) خواننده محترم اگر بخواهد بجزئيات آراء و عقايد اين فرق اطلاع پيدا كند بايد به كتاب « سر مكتوم » تاليف رازى و « ذخيره اسكندريه » و « كواكب سبعه » تاليف حكيم طمطم هندى و رساله سكاكى در تسخير و « در مكتوم » تاليف ابن عربى و كتب ارواح و احضارى كه اخيرا برشته تحرير در آمده و امثال آن مراجعه كند .