السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

254

تفسير الميزان ( فارسي )

امير المؤمنين ( ع ) نقل مىكند دارد كه آن جناب در ضمن يكى از كلماتش فرمود : بدرستى خداوند بزرگتر از آنست كه از چيزى در پرده و نهان شود ، و يا چيزى از او پوشيده و پنهان گردد . « 1 » و در كتاب توحيد از امام موسى بن جعفر ( ع ) نقل شده است كه در ضمن يكى از كلمات خود فرمود : بين او و بين خلق حجابى جز خود مخلوقاتش نيست ، اگر نهان است با حجابى ناديدنى نهان نيست ، و اگر مستور است با پرده اى نامرئى مستور نيست ، معبودى جز او نيست ، اوست خداوند كبير و متعال « 2 » . و نيز در كتاب توحيد بطور مسند از عبد الاعلى از امام صادق ( ع ) در ضمن حديثى روايت شده كه فرموده كسى كه خيال مىكند خدا را شناخته ولى خدا را به حجاب و يا به صورت و يا به هيكلى شناخته او مشرك است ، و در حقيقت خدا را نشناخته براى اين كه حجاب و صورت و يا مجسمه غير خداوند متعالند ، و مطلب از اين قرار است : كه خداى تعالى هم واحد است و هم موحد يعنى شديد التوحد ، بنا بر اين كسى كه مىخواهد خدا را بوسيله غير خدا واحد كند چنين كسى چطور به توحيد خدا راه يافته است ؟ كسى به توحيد خدا پى برده كه او را بوسيله خود شناخته باشد ، و اما كسى كه او را به غير او شناخته باشد در حقيقت او را نشناخته ، و چيز ديگرى را شناخته است « 3 » ( تا آخر حديث ) . و اخبارى كه از ائمه اهل بيت ( ع ) بر طبق بيان گذشته ما وارد شده است بسيار زياد است ، و ما اميدواريم خداوند متعال توفيقمان دهد بلكه در آينده در تفسير سوره اعراف آن اخبار را ايراد نماييم ( انشاء اللَّه العزيز ) . پس ، از آنچه گذشت چنين بدست آمد كه سير و نظر در آيات انفسى نفيستر و پر ارزشتر از سير آفاقى است ، تنها و تنها سير انفسى است كه نتيجه اش معرفت حقيقى و حقيقت معرفت است ، و اين معنا با فرمايش امير المؤمنين ( ع ) در روايت مورد بحث كه فرمود : معرفت به نفس نافعتر از معرفت آفاقى است ، منافات ندارد ، زيرا اينكه امام معرفت به نفس را از ديگرى مهمتر شمرده و نفرمود تنها راه بسوى حقيقت و بسوى پروردگار همانا سير انفسى است ، براى اين بود كه عامه مردم سطح فكرشان آن اندازه بالا نيست كه بتوانند اين معناى دقيق را

--> ( 1 ) بحار الانوار ج 3 ص 310 ح 2 . ( 2 ) توحيد صدوق ص 178 ح 12 . ( 3 ) توحيد صدوق ص 142 ح 7 .