السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

25

تفسير الميزان ( فارسي )

و شيخ در كتاب مجالس به اسناد خود از ابى ذر ( رضوان اللَّه عليه ) نقل مىكند حديث قسم دادن على ( ع ) عثمان و زبير و عبد الرحمن بن عوف و سعد بن ابى وقاص را در روز شورى ، و داستان احتجاج آن حضرت را با نامبردگان و استدلال او را به نصوصى كه رسول اللَّه ( ص ) در باره جانشينى او فرموده و تصديق همه نامبردگان فرمايشات او را ، از جمله آن احتجاجات يكى همين آيه مورد بحث ما است ، كه امام قسمشان مىدهد و مىفرمايد آيا كسى در بين شما مسلمين غير من هست كه در حال ركوع زكات داده و آيه قرآن در حقش نازل شده باشد ؟ ! همگى عرض كردند نه . « 1 » و در كتاب احتجاج است كه حضرت ابى الحسن ثالث امام هادى على بن محمد ( ع ) در پاسخ سؤالات مردم اهواز راجع به مساله جبر و تفويض نامه اى بسويشان فرستاده ، در آن نامه فرموده همه امت و بدون اينكه احدى مخالف يافت شود اعتراف دارند كه قرآن كتابى است به حق و در آن شكى نيست ، بنا بر اين تمامى فرق مسلمين در اينكه در باره قرآن حرفى ندارند مصيبند ، و در تصديق آنچه خداى تعالى فرستاده محقند و در حقيقت خداوند همه امت را در اين مساله به راه راست هدايت نموده است و اجتماعشان بر اين مطلب اجتماع بر ضلالت نيست ، رسول اللَّه ( ص ) هم اگر فرموده : « لا تجتمع امتى على ضلالة » معنيش اين بوده ، نه آن تاويلاتى كه يك عده جاهل براى اين كلام كرده‌اند ، و نه گفته هاى يك مشت معاندى كه قرآن را به پشت خود انداخته و دنبال احاديث مجعول و دروغى را گرفته و عقائد ساختگى و مهلكه اى را كه مخالف صريح آيات قرآن است پيروى كرده‌اند . از خداوند متعال در خواست مىكنيم كه موفق به نمازمان نموده ، و ما را به راه رشد هدايت فرمايد . آن گاه امام فرمود بنا بر اين اگر قرآن كريم موافق با خبرى بود و صدق آن خبر را گواهى نمود بايد آن خبر را اخذ و بر طبقش عمل كرد و اگر خبر ديگرى از همان اخبار مجعوله و دروغى كه گفتيم معارض با اين خبر شد نبايد به آن اعتنا كرد . چون مخالفت كتاب ، خود دليل روشنى است بر اينكه اين خبر از ناحيه مقدسه معصوم صادر نشده ، و ساخته دست معاندين و مايه گمراهى است ، وقتى اين مطلب روشن شد اينك مىگوييم يكى از صحيحترين اخبارى كه قرآن كريم گواه بر صحت آنست ، خبرى است كه تمامى فرق مسلمين اتفاق دارند كه از ناحيه مقدسه رسول خدا ( ص ) صادر شده است . اين حديث شريف است كه آن جناب فرمود « انى مستخلف فيكم خليفتين

--> ( 1 ) غاية المرام ص 108 ح 17 نقل از مجالس .