السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

237

تفسير الميزان ( فارسي )

شدم در حالى كه لباسهايم كهنه بود ، حضرت روى به من كرد و فرمود : از مال دنيا چيزى دارى ؟ عرض كردم آرى ، فرمود از كدام صنف ؟ عرض كردم از هر صنفى چيزى دارم ، شتر دارم گوسفندان و اسب و ساير حيوانات بار بر دارم ، غلام هم دارم ، فرمود : حالا كه خدا به تو داده تو هم بر خود تنگ مگير ، و بايد كه اثر نعمت در تو ديده شود . آن گاه پرسيد نتاجى كه شتران تو مىزايند گوش دريده‌اند يا با گوش سالم متولد مىشوند ؟ عرض كردم با گوش سالم ، مگر شترى هم هست كه نتاجش گوش دريده متولد شود ؟ فرمود پس لا بد تو خودت گوشهاى بعضى از آنها را دريده و مىگويى اينها بحيره باشند ، و گوشهاى بعضى ديگر را پاره كرده و مىگويى اين صرم باشد ؟ عرض كردم آرى ، حضرت فرمود چنين مكن ، زيرا هر چه را كه خدا به تو ارزانى داشته براى تو حلالش كرده . سپس اين آيه را تلاوت فرمود : * ( « ما جَعَلَ اللَّه مِنْ بَحِيرَةٍ وَلا سائِبَةٍ وَلا وَصِيلَةٍ وَلا حامٍ » ) * . « 1 »

--> ( 1 ) در المنثور ج 2 ص 338 .