السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
222
تفسير الميزان ( فارسي )
وقوع جزا در تقدير ، وقوع شرط و لازمه آن اين است كه اين اشيا چيزهايى باشد كه اطلاع بر آنها مايه نگرانى است ، از اين رو جستجوى از آنها در حقيقت درد سر براى خود خريدن است ، بنا بر اين ممكن است كسى اشكال كند و بگويد مگر هيچ عاقلى بدون جهت براى خود نگرانى را مىخرد كه اين آيه از آن نهى مىكند ؟ خوب بود مىفرمود : از مطالبى نپرسيد كه در آنها چيزهايى است كه اگر برملا شود شما را نگران مىكند . و يا مىفرمود : نپرسيد از چيزهايى كه ايمن نيستند از اينكه روشن شدنش شما را ناراحت كند . زيرا اگر به يكى از اين دو تعبير مىفرمود بىاشكالتر بود . از جوابهاى عجيبى كه به اين اشكال داده شده يكى اين است كه آيه شريفه نمىخواهد بگويد از سؤالاتى كه مىدانيد و يقين داريد جوابش شما را نگران مىكند بپرهيزيد تا اشكال شود به اينكه اين معنا چيزى نيست كه محتاج به سفارش و نهى باشد ، بلكه مىخواهد بگويد از سؤالاتى كه احتمال چنين محذورى را در آن مىدهيد بپرهيزيد ، براى اينكه لفظ : « أن » در ادبيات عربى كلمه ايست كه قطع به وقوع را نمىرساند ، و چون جزا هم در قاطعيت و احتمالى بودنش تابع شرط است ، بنا بر اين جزا مترتب است بر احتمال شرط ، نه يقين به شرط ، پس معناى آيه اين است كه : احتمال اينكه جواب مايه نگرانى باشد كافى است براى اينكه مردم از اين گونه سؤالات خوددارى كنند . اين بود ما حصل آن جواب عجيب . و چه اشتباه بزرگى است كه گوينده آن كرده ، خوب بود مىفهميديم كدام قانون از قوانين عربيت مقرر كرده است كه شرط مقطوع الوقوع نباشد ؟ ! و چون جزا هم تابع آنست پس افاده قطع نمىكند و آيا گفتن اينكه : اگر به منزلم آيى من احترامت مىكنم ، افاده قطع به اكرام من را در زمينه آمدن شما نمىكند ؟ ! و آيا من كه اين وعده را مىدهم در اين وعده شوخى مىكنم ؟ ! علاوه اين جواب وقتى صحيح است كه آيه بخواهد نهى از سؤالى بكند كه احتمال مزبور در آن برود ، و حال آنكه آيه صورت قطع به آن را مىفرمايد . پس اشكال به حال خود باقى و اين جواب صحيح نيست . نظير اين جواب در بطلان جواب ديگرى است كه از اين اشكال داده شده ، و بيانش بنا بر بعضى از نقلها اين است كه مراد از اينكه فرمود : اشيايى كه اگر برايتان كشف شود نگران مىشويد ، مغيباتى است از قبيل تعيين روز مرگ و عواقب امور ، و جريان خير و شر و امثال آن ، كه چه بسا مردم هوسران به هواى اطلاع از آن مىافتند ، و حال آنكه اطلاع از آن عادتا خالى از نگرانى و تشويش براى انسان نيست و معلوم است كه جواب صحيح از پرسش از اينكه ، چند سال ديگر مثلا از عمر من مانده ؟ و يا سبب مرگ من چيست ؟ عاقبتم خير است يا