السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
205
تفسير الميزان ( فارسي )
محل » به يك معنا است ، و « احرم الرجل » به اين معنا است كه فلان مرد داخل در ماه حرام شد ، و نيز « احرم الرجل » يعنى فلان مرد براى حج احرام بست ، و « حرم » نيز به معناى احرام است ، چنان كه در روايت دارد : « كنت اطيب النبى لحرمه - من رسول اللَّه ( ص ) را در احرامش خوشبو مىكردم » و معناى اصلى اين كلمه منع است ، و از همين جهت زنان را « حرم » مىگويند ، زيرا مردان دست اغيار را از آنان منع مىكنند ، و محروم را هم از اين رو محروم مىگويند كه از روزى ممنوع شده است . و نيز گفته است « مثل » ( به كسر ميم ) و « مثل » ( به فتح ميم و ثا ) و همچنين « شبه » و « شبه » به يك معنا هستند . و نيز گفته است - بنا بر گفته زجاج « نعم » در لغت به معناى شتر و گاو و گوسفند است ، و در خصوص شتر به تنهايى هم « نعم » گفته مىشود ، اما گاو به تنهايى و گوسفند به تنهايى را « نعم » نمىگويند . و نيز گفته است فراء چنين گفته كه « عدل » ( به فتح عين ) چيزى را گويند كه معادل چيزى از غير جنس خود باشد ، و « عدل » ( به كسر عين ) به معناى مثل است ، مىگويى ، من غلامى عدل غلام تو دارم ، يا گوسفندى عدل گوسفند تو دارم ، در اينجا عدل را به كسر عين مىخوانى چون غلام يا گوسفند تو از جنس غلام يا گوسفند اوست ، و اما اگر بخواهى از جهت قيمت ملاحظه كرده و چيزى را به غير جنس خود مقايسه كنى عدل را به فتح عين مىخوانى ، ليكن بصريين اين حرف را نپذيرفته و گفتهاند عدل و عدل هر دو به معناى مثل است ، چه در دو چيز از يك جنس به كار رود ، و چه در دو چيز از دو جنس . و نيز صاحب مجمع البيان گفته است : « و بال » سنگينى نامطلوب هر چيزى را گويند ، و به همين معنا است « طعام وبيل » و « ماء وبيل » يعنى خوراك و آبى ناگوار و سنگين و غير قابل هضم ، و نيز به اين معنا است آيه شريفه « فَأَخَذْناه أَخْذاً وَبِيلًا - او را به طرز شديد و ناگوارى دستگير كرديم » و به همين اعتبار چوب كرباس شوى را « وبيل » مىگويند « 1 » . * ( « لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ » ) * نهى است از كشتن شكار ، ليكن جمله بعدى يعنى * ( « أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ » ) * تا اندازه اى آن را از جهت صيد بودن تفسير مىكند ، و مىفهماند مراد از آن صيد ، صيد خشكى و صحرايى است ، چنان كه از جهت معناى قتل جمله
--> ( 1 ) مجمع البيان ج 3 ص 243 .