السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
192
تفسير الميزان ( فارسي )
بعضى ديگر گفتهاند : تكرار به اعتبار مراتب سه گانه مبدأ و وسط و منتهى است ، و همين است حق تقوا « 1 » . بعضى ديگر گفتهاند : تكرار به اعتبار آن چيزى است كه از آن بايد پرهيز شود ، چون از محرمات بايد پرهيز كرد بخاطر محفوظ ماندن از عقاب ، و مشتبهات را بايد دورى نمود ، از جهت وقوع در حرام ، و از بعضى از مباحات بايد اجتناب نمود از جهت حفظ نفس از پستى و تهذيب آن از آلودگيهاى طبيعى « 2 » . بعضى ديگر گفتهاند : مراد از تقواى اول ، پرهيز از شرب خمر ، و مراد از ايمان اول ايمان به خدا است ، و مراد از تقوا دوم ادامه تقواى اول و مراد از ايمان دوم ادامه ايمان اول است . و مراد از تقواى سوم ، انجام واجبات ، و مراد از احسان ، عمل به مستحبات است . « 3 » و بعضى ديگر گفتهاند : تقواى اول پرهيز از معاصى عقلى و ايمان اول همان ايمان به خدا و به زشتى اين گناهان است ، و تقواى دوم پرهيز از معاصى است كه بدليل نقل تحريم شده و ايمان دوم هم همان ايمان به وجوب اجتناب از اين گناهان است ، و تقواى سوم مخصوص است به مظالم بندگان خدا ، و هر گناهى كه ضرر و ظلم و فسادش عايد غير شود ، و مراد از احسان هم احسان به مردم است « 4 » . بعضى ديگر گفتهاند : شرط اولى مخصوص است به گذشته و شرط دومى مربوط است به دوام بر آن و استمرار بر انجام آن در آينده ، و شرط سوم مخصوص است به مظالم بندگان « 5 » . و بر همين قياس است اقوال ديگرى كه بر هيچيك از آنها دليلى نيست ، نه لفظى از خود آيه و نه قرينه اى از خارج هست كه بتوان بخاطر آن آيه را بر يكى از اين اقوال حمل كرد ، و كمى تامل در سياق آيه و مطالب گذشته ما ، اين معنا را روشن مىسازد . بحث روايتى در تفسير عياشى است كه هشام بن سالم مىگويد : از امام ابى عبد اللَّه ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : در بينى كه حمزة بن عبد المطلب و رفقايش در بساط شراب خود كه نامش سكر بود نشسته بودند ناگهان صحبت از شريف « 6 » به ميان آمد . حمزه گفت چطور مىتوانيم تهيه
--> ( 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 ) مجمع البيان ج 3 ص 241 . ( 6 ) گويا غذايى بوده كه از كوهان شتر مىپختهاند .