السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
157
تفسير الميزان ( فارسي )
شكرگزارى كنيد ( 89 ) . بيان آيات اين سه آيه و تعدادى از آياتى كه بعد از آنها واقع شدهاند ، يعنى حدود صد و اندى از آيات اين سوره در مقام بيان پاره اى از احكام فرعى هستند ، و اين آيات مجموعا نظير جمله معترضه ايست كه در بين دو دسته از آياتى واقع شدهاند كه متعرض داستانهاى مسيح ( ع ) و مسيحيان است . و اين آيات چون طوايف متفرقه اى هستند و در باره احكام مختلفى نازل شدهاند ، از اين جهت مىتوان گفت هر كدام براى خود مستقلاند ، و در فهمانيدن مدلول خود تمام و غير مربوط به ما بقى آياتاند ، بنا بر اين مشكل است گفته شود كه همه آنها يك دفعه نازل شدهاند ، و يا با بقيه آيات سوره نازل شدهاند ، زيرا مضامين اين آيات طورى است كه نمىتوان بين آنها ارتباط بر قرار كرد ، تا بتوان آن را شاهد اين حرف قرار داد ، و اما رواياتى كه در باره شان نزول آنها وارد شده به زودى بعضى از آنها را كه عمده آنها است در بحث روايتى آينده نقل خواهيم نمود . در اين سه آيه نيز مطلب از همين قرار است ، يعنى بين آنها ارتباط زيادى نيست ، چون آيه سومى مستقل در معنا و آيه اولى هم از سومى اجنبى است ، گر چه از بعضى جهات خالى از نوعى مناسبت هم نيست ، و آن اين جهت است كه يكى از وسايل حرام كردن طيبات سوگند است ، و از جمله مصاديق سوگند لغو ، سوگنديست كه بعضى طيبات را كه خداوند حلالش كرده حرام نمايد ، و شايد همين جهت باعث بوده كه بعضىها - بطورى كه از آنها نقل شده - نزول همه اين آيات را راجع به سوگند لغو دانستهاند . اين حال آيه اولى با سومى است و اما آيه دومى ، كانه دنباله همان آيه اولى است ، كما اينكه ذيل آن يعنى جمله * ( « وَاتَّقُوا اللَّه الَّذِي أَنْتُمْ بِه مُؤْمِنُونَ » ) * بلكه و همچنين صدرش به بعضى عنايات به اين معنا شهادت مىدهد ، زيرا صدر آيه مشتمل بر « واو » عاطفه و امر به خوردن حلال طيبى است كه آيه اولى از تحريم و اجتناب از آن نهى مىكند ، و به اين توجيه مىتوان اين دو آيه را از نظر معنا ملتئم و از جهت حكم متحد و سياقشان را يكى كرد . * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّه لَكُمْ » ) * راغب در مفردات گفته است : « حرام » به معناى چيزى است كه از آن منع شده باشد ، چه اين منع به تسخير الهى باشد ، و چه به منع قهرى ، و چه به منع عقلى يا منع شرعى يا از ناحيه