السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

146

تفسير الميزان ( فارسي )

كه در آنها است اگر چه هم زياد خيره كننده باشد باز محدود به حد معين و امد و نهايت معينى هستند . بنا بر اين چگونه ممكن است معنايى را كه در اين محدوداتست بر ذات ازلى و ابدى و غير متناهى پروردگار حمل شود ؟ ! اين است مراد امام ( ع ) از بيان دوم ، و لذا در دنباله آن فرموده : « منعتها منذ القدمية . . . » « 1 » يعنى صدق كلمه « منذ » و كلمه « قد » كه دلالت بر حدوث زمانى دارند بر اشيا مانع شده‌اند از اينكه اشيا به وصف قديميت متصف شوند ، و همچنين صدق كلمه « لولا » در اشيا كه خود دلالت بر نقص و اقتران مانع دارد ، باعث شده است كه كامل از هر جهت نبوده باشند . « بها تجلى صانعها العقول و بها امتنع عن نظر العيون » ضمير « ها » به كلمه « اشيا » برمىگردد . و معنايش اين است كه اشيا از اين نظر كه آيات خداى تعالى هستند و آيت از آن چيزهايى است كه جنبه آليت دارد ، لذا به محض ديدنش ، صاحب آيت ( خالق آن ) به نظر مىرسد مانند آئينه . بدين جهت خدا بوسيله آن براى عقول متجلى مىشود ، او به همان جهت از ديده شدنش بوسيله چشم ممتنع مىگردد ، چون جز از طريق تجلى نامبرده راه ديگرى براى ديدن او نيست ، راهش همان آيات او است و اين آيات از آنجا كه محدودند نشان نمىدهند مگر محدودى مثل خود را نه پروردگارى را كه محيط بر هر چيز است و اين معنا بعينه همان مانعى است كه نمىگذارد چشمها او را ببينند ، چون چشمها آلتى هستند مركب و ساخته شده از حدود و جز در محدود كار نمىكند و ساحت خدا هم منزه است از حدود اينكه فرمود : « لا يجرى عليه السكون و الحركة . . . » بمنزله اعاده اول كلام و اداى آن بعبارت ديگر است كه در اين عبارت اخرى بيان مىكند كه افعال و حوادثى كه منتهى به حركت و سكون است در خدا جريان ندارد ، و به او بر نمىگردد و حادث نمىشود ، زيرا اينها آثار اويند كه بر غير او مترتب مىشوند . معناى تاثير مؤثر توجه دادن اثر آن مؤثر ( كه متفرع بر او است ) بر غير او است ، و بنا بر اين ديگر معنا ندارد كه چيزى در خودش اثر بگذارد ، مگر با نوعى تجزيه و تركيب كه عارض بر ذات شود ، هم چنان كه انسان مثلا خودش امور بدن خود را اداره مىكند و با دست خود بر سر خود مىزند و با طبيب خودش و با علم خودش مرض خود را بهبودى

--> ( 1 ) اين در صورتى است كه ضمير « منعتها » ، « حمتها » و « جنبتها » را بر ذات احديت برگردانيم و اگر بر ادوات و آلات برگردانيم ( چنان كه ظاهر همين است ) معنا اينطور مىشود استعمال كلمه « منذ » و كلمه « قد » و كلمه « لو لا » در اين آلات و ادوات مانع از اين است كه آنها قديم و ازلى و كامل باشند ، با اين ادوات و آلات صانع آنها بر عقول تجلى كرد و با آنها از مرئى بودن امتناع ورزيد ( مؤلف ) .