السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

131

تفسير الميزان ( فارسي )

و آيات ديگرى غير اينها كه همه همين طورى كه مىبينيد به بانگ بلند خداى تعالى را در هر كمالى كه بتوان فرض كرد اصيل دانسته . و حضرتش را مالك تمامى كمالات مىداند ، و چنين اعلام مىدارد كه براى غير خدا به اندازه خردلى از كمالات وجود ندارد ، مگر اينكه خدايش ارزانى بدارد كه باز ملك خداست ، و در نزد او عاريت است ، چون عطيه و تمليك خدا با تمليكات ما آفريدگان فرق دارد ، ما اگر چيزى به كسى تمليك كنيم از ملك خود بيرون كرده و ديگر مالك آن نيستيم ، و ليكن خداى سبحان اين چنين نيست زيرا كه آفريدگان خدا ، خود و آنچه در دست دارند همه ملك خدايند . بنا بر اين هر موجودى را فرض كنيم كه در آن كمالى باشد و بخواهيم فرضا او را ثانى خدا و انباز او بدانيم برگشت خود او و كمالش بسوى خداوند است ، با اين تفاوت كه همان كمال ، مادامى است كه در موجود فرضى ما وجود دارد و مشوب و آميخته با هزاران نواقص است ، و ليكن همين كمال خالصش نزد خدا است ، آرى خداى تعالى حقى است كه هر چيزى را مالك است ، و غير خدا باطلى است كه از خود چيزى ندارد ، كما اينكه در قرآن مىفرمايد : « لا يَمْلِكُونَ لأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَلا نَفْعاً وَلا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَلا حَياةً وَلا نُشُوراً » « 1 » و همين معنا است كه وحدت عددى را از خداى تعالى نفى مىكند ، زيرا اگر وحدتش وحدت عددى بود وجودش محدود و ذاتش از احاطه به ساير موجودات بر كنار بود ، و آن گاه صحيح بود كه عقل ثانى و انبازى برايش فرض كند ، حالا چه در خارج باشد و چه نباشد ، و نيز از ناحيه ذاتش مانعى نبود از اينكه عقل او را متصف به كثرت كند ، و اگر مانعى مىداشت از ناحيه خارج و مرحله وقوع بود ، مانند همه چيزهايى كه ممكن است باشد ، ليكن فعلا نيست ، و حال آنكه خداى تعالى اينطور نيست ، و فرض ثانى و انباز براى خدا فرضى است غير ممكن ، نه اينكه ممكن باشد و ليكن فعلا وقوع نداشته باشد ، بنا بر آنچه گفته شد ، خداى تعالى به اين معنا واحد است كه از جهت وجود طورى است كه محدود به حدى نمىشود تا بتوان برون از آن حد فرد دومى برايش تصور كرد ، و همين معنا و مقصود از آيات سوره توحيد است : « قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ . اللَّه الصَّمَدُ . لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ . وَلَمْ يَكُنْ لَه كُفُواً أَحَدٌ » . « 2 »

--> ( 1 ) مالك هيچ ضرر و نفعى و نيز مالك مرگ و زندگى و دوباره زنده شدن خود نيستند . سوره فرقان آيه 3 . ( 2 ) بگو ، او يعنى خداى متعال يگانه است و هر سيادت و سرورى به او منتهى مىشود ، لم يزل و لا يزال خواهد بود ، نيازمند به خواب و خوراك نيست ، نزائيده و زائيده نشده ، و احدى براى او همپايه و كفو نبوده . سوره توحيد .