السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

13

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّه وَرَسُولُه وَالَّذِينَ آمَنُوا . . . » ) * راغب در كتاب مفردات گفته است « ولاء » ( به صداى بالاى واو ) و همچنين « توالى » به اين معنا است كه حاصل شود دو چيز يا بيشتر ، از يك جنس و بدون اينكه چيزى از غير آن جنس حايل شود . اين معناى لغوى ولاء و توالى است ، و گاهى اين لفظ به طور استعاره و مجاز در قربى استعمال مىشود كه آن قرب از جهات زير حاصل مىگردد . 1 - قربى كه از جهت مكان حاصل مىشود و گفته مىشود : « جلست مما يليه - نشستيم نزديكش » . 2 - قرب از جهت نسبت . 3 - قرب از جهت دوستى و گفته مىشود : « ولى فلان - دوست فلانى » . 4 - قرب حاصل از نصرت و گفته مىشود : « ولى فلانا - يارى كرد فلان را » . 5 - از جهت اعتقاد . گفته مىشود : « فلان ولى فلان - هم عقيده و هم سوگند اوست » . و در معناى نصرت بطور حقيقت اطلاق مىشود و همچنين در معناى مباشرت در كار و اختيار دارى در آن ، و گفته مىشود : « فلان ولى لامر كذا - فلانى اختيار دار فلان كار است » و بعضى از اهل لغت گفته‌اند : ولايت ( به صداى پائين واو ) و ولايت ( به صداى بالاى آن ) به يك معنا است ، مانند دلالت و دلالت كه هر دو به يك معنا است ، و حقيقت ولايت عبارتست از به عهده گرفتن كار ، و منصوب شدن بر آن و « ولى » و « مولى » هر دو استعمال مىشوند در اين معنا ، البته هم در معناى اسم فاعل آن ، يعنى موالى ( به كسر لام ) و هم در معناى اسم مفعول آن يعنى موالى ( به فتح لام ) و به مؤمن گفته مىشود ولى اللَّه و ليكن ديده نشده كه بگويند مؤمن مولاى خداست ، ليكن هم گفته مىشود « اللَّه ولى المؤمنين » و هم « اللَّه مولا المؤمنين » و نيز راغب مىگويد : اگر عرب گفت : « ولى » اگر ديدى كه خود به خود و بدون لفظ « عن » متعدى شد ، بدانكه اقتضاى معناى ولايت را دارد و مقتضى است كه آن معنا در نزديكترين مواضعش حاصل شود ، مثلا اگر ديديد كسى گفت : « وليت سمعى كذا » يا گفت « وليت عينى كذا » يا گفت « وليت وجهى كذا » بدانكه مراد اينست كه گوش خود يا چشم خود يا روى خود را نزديك فلانى بردم ، كما اينكه در قرآن هم بدون لفظ « عن » استعمال شده ، مىفرمايد : « فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها » « 1 » و نيز مىفرمايد : « فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَحَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه » « 2 » و اگر ديدى كه با « عن » چه در ظاهر و چه در تقدير متعدى شد

--> ( 1 ) پس به زودى تو را بسوى قبله اى كه خوش آيندت باشد بر خواهيم گرداند . ( 2 ) پس بگردان روى خود را بسوى بخشى از مسجد الحرام ، و هر جا كه بوديد بايد روى خود به ! جانب آن بگردانيد . سوره بقره آيه 14 .