السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

114

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « وَلَوْ كانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّه وَالنَّبِيِّ وَما أُنْزِلَ إِلَيْه مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِياءَ وَلكِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ » ) * . يعنى و اگر آنها كه همان اهل كتاب باشند به خدا و نبى او محمد ( ص ) و قرآنى كه به آن جناب نازل شده ايمان مىآوردند و يا به پيغمبر خود و كتابى كه به او نازل شده مثلا موسى و توراتش ايمان مىداشتند هيچوقت كفار را دوست خود نمىگرفتند ، براى اينكه ايمان چيزى است كه تمامى اسباب را هر چه هم از آن مؤثرتر نباشد تحت الشعاع خود قرار داده و از بين مىبرد ، و ليكن عده بسيارى از آنان فاسق و سر پيچ از ايمانند ، در اين آيه وجه ديگرى را احتمال داده‌اند ، و آن اينست كه ضميرهايى كه در : « كانوا » و در « يؤمنون » و در « ما اتخذوهم » است همه به * ( « الَّذِينَ كَفَرُوا » ) * بر گردد ، و بنا بر اين احتمال ، معناى آيه چنين مىشود : اهل كتاب اينقدر با كفر و كافر سرخوشند كه حتى اگر دوستان كافرشان به خدا و رسول اللَّه ( ص ) و قرآن ايمان بياورند همين اهل كتاب از دوستى با آنها بيزارى مىجويند ، و خلاصه كفار را جز بخاطر كفرشان دوست نمىدارند « 1 » ، اين احتمال احتمال بدى نيست ، الا اينكه با جمله * ( « وَلكِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ » ) * نمىسازد ، چون در اين جمله بطور مسلم ضمير به اهل كتاب بر مىگردد ، نه به كفار . * ( « لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا ) * . . . * ( نَصارى » ) * مثل معروفى است كه مىگويند : « تعرف الاشياء باضدادها - هر چيزى در مقابل ضد خود بهتر جلوه كرده و شناخته مىشود » ، خداى سبحان نيز براى اينكه حالات و معارف اسلام و حقانيت آن را در دلهاى امم و ملل جاى دهد ، در چند آيه قبل خرافاتى را كه اهل كتاب اسم دين بر آنها نهاده بودند بيان فرمود : سپس به همان منظور خرافاتى را كه مختص به هر كدام از يهود و نصارا است - مثلا « يَدُ اللَّه مَغْلُولَةٌ » را نسبت به يهود و * ( « إِنَّ اللَّه هُوَ الْمَسِيحُ » ) * را نسبت به نصارا - ذكر فرمود ، آن گاه براى اينكه كلام در ايفاى آن منظور بليغ و رسا و كامل شود نمونه اى هم از حال مشركين بر حال آن دو طايفه افزود ، تا شنونده حال و عقايد و رفتار اين سه ملت را كه بزرگترين ملتهاى روى زميناند ديده و با احوال و عقايد و رفتار مسلمين مقايسه كنند تا حقانيت و جلاوت معارف اسلام را به خوبى درك كنند ، و نيز بدانند كه يهود ، نصارا و وثنىها از نظر دورى و نزديكى به اسلام يكسان نيستند ، آن گاه در خاتمه ، اين جهت را بيان فرموده كه نصارا از بقيه ملتها به دين اسلام نزديكترند ، در اينجا ممكن است بپرسيد چرا چنين كرد و

--> ( 1 ) تفسير المنار ج 6 ص 491 .