السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

108

تفسير الميزان ( فارسي )

حاجت يكى را به ديگرى نمىدهد ، بخلاف غير خداى تعالى كه بيشتر از آنچه را كه خدا به او داده چيزى ندارد ، و بر بيشتر از آنچه خدا بر آن تواناييش داده قدرت ندارد . پس با اين بيان چند نكته روشن شد ، اول اينكه حجت و دليلى كه آيه مشتمل بر آنست غير آن دليلى است كه آيه سابق مشتمل بر آن بود ، گر چه هر دو دليل متوقف بر يك مقدمه‌اند ، و آن اينكه مسيح و مادرش هر دو از ممكناتاند ، الا اينكه دليل آيه اول اين بود كه بشر و محتاجند ، و هر دو بنده و فرمانبر خداى سبحانند ، و كسى كه چنين باشد صحيح نيست إله و معبود كسى واقع شود ، و ليكن حجت اين آيه اينست كه مسيح ممكن است و محتاج و خود مملوك است ، و هيچ ضرر و نفعى را مالك نيست ، و چنين كسى الوهيت و پرستش در برابر خداى تعالى صحيح نيست . نكته دوم اينكه : حجت و دليلى كه در اين آيه است حجتى است كه از مدركات فهم ساده و بسيط و عقل سالم گرفته شده است . زيرا عقل اينطور حكم مىكند كه انسان ساده و بى غرض اگر چيزى را إله و معبود گرفته و آن را بپرستد براى اينست كه مىخواهد به اين وسيله معبودش را به دفع ضرر و جلب نفع خود وادار كند ، و اگر به اين حكم عقلى ، اين مطلب را ضميمه كنيم كه در عالم جز خدا كسى مالك ضرر و نفع نيست ، اين نتيجه بدست مىآيد كه هيچ غرض عقلايى را در عبادت غير خدا نمىتوان تصور كرد ، و چون چنين است پس بايد از اين عمل يعنى عبادت غير خدا اجتناب كرد . نكته سوم اينكه : در آيه شريفه با اينكه استدلال در آن عليه كسانيست كه مسيح را إله خود گرفته‌اند و با اينكه مسيح چون انسان و صاحب عقل است موصول او بايد « من » باشد نه « ما » ليكن مع ذلك فرموده : * ( « ما لا يَمْلِكُ » ) * و نفرمود : « من لا يملك » براى اينكه بفهماند انحراف اهل كتاب هم همان انحراف بتپرستان است ، و لذا دليلى كه عليه آنها اقامه كرديم همان دليلى است كه عليه وثنىها و بتپرستها اقامه كرده‌ايم ، و وجود عقل در مسيح هيچ دخالتى در تماميت و ناتمامى دليل ندارد ، علاوه بر اين ، مسيح گر چه داراى عقل است ليكن مالك عقل خود نيست ، عقل صاحبان عقل هم مانند ساير چيزهايى كه در شؤون وجودى آنان هست و با آنان نسبت دارد از خود آنان نيست و همه از ديگرى است ، از اين جهت صحيح است در حق آنان هم بجاى « من » « ما » به كار برد . و لذا مىبينيم از جميع معبودهاى ساختگى بشر سلب مالكيت همه چيز حتى دست و پا و چشم و امثال اينها كرده و فرموده : « إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه عِبادٌ أَمْثالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ . ألَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ