السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
94
تفسير الميزان ( فارسي )
نيستند ) بلكه منظور ولايت در نكاح و ارث بردن از يكديگر و مخالطت است . ( و خلاصه كلام اينكه منظور كسانى است كه بر حسب ظاهر مسلمان شمرده شده و مسلمانان بايد با آنان معامله اسلام بكنند و با آنان ازدواج كنند ، و ارث بدهند و ارث ببرند ، و آميزش اسلامى داشته باشند ، ولى بر حسب واقع مسلمان نيستند چون به علت كمبود در معرفت ، عقايد اسلامى را ندارند . ) اينطور افراد ، نه مؤمنند ، و نه كافر ، و كارشان با خداست تا با آنان چه معامله اى بكند . مؤلف : اينكه فرمود : كارشان با خداست اشاره است به آيه شريفه كه مىفرمايد : « وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لأَمْرِ اللَّه إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ » « 1 » . و مطالبى كه مربوط به اين بحث است ، به زودى مىآيد . ان شاء اللَّه . و در نهج البلاغه امام امير المؤمنين ( ع ) فرموده : عنوان استضعاف بر كسى كه حجت خدا به گوش او رسيده و گوش او آن را شنيده و عقلش آن را درك كرده صادق نيست و اطلاق نمىشود . « 2 » و در كافى از امام كاظم ( ع ) روايت آمده كه شخصى از آن جناب از ضعفاء پرسيد . امام ( ع ) در پاسخ نوشت : ضعيف كسى است كه حجت خدا به او نرسيده باشد و آراء و عقايد مختلف را تشخيص ندهد . و اما اگر فهم كسى اين مقدار باشد كه حق را از باطل تميز داده ، اختلاف را تشخيص بدهد ، او مستضعف نيست . « 3 » و در همان كتاب است كه شخصى از امام صادق ( ع ) پرسيد : چه مىفرمايى در باره مستضعفين ؟ حضرت ، حالتى چون وحشت زده ها به خود گرفت ، و فرمود : مگر شما مستضعف سراغ داريد ؟ مستضعف كجا پيدا مىشود ؟ به خدا سوگند دين شما كه همان مذهب حق است ، همه اقطار را گرفت ، و معارف آن دست به دست به همه جا حتى در پستوى خانه زنان رسيد و زنان سقا در راه مدينه راجع به آن بحث و گفتگو مىكنند . « 4 » و در معانى الاخبار از عمر بن اسحاق روايت كرده كه گفت : شخصى از امام صادق ( ع ) پرسيد : حد مستضعف كه خداى تعالى از آنان سخن گفته چيست ؟ فرمود : كسى كه نتواند حتى يك سوره از قرآن را بخواند . با اينكه خداى تعالى قرآن كريمش را طورى قرار
--> ( 1 ) دسته اى ديگر كارشان با خداست ، يا عذابشان مىكند و يا از آنان درمىگذرد . « سوره توبه ، آيه 106 » . ( 2 ) نهج البلاغه ، صبحى صالح ، ص 279 خطبه 189 . ( 3 ) اصول كافى ، ج 2 ص 406 ، ح 11 . ( 4 ) اصول كافى ، ج 2 ص 404 ، ح 4 .