السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
657
تفسير الميزان ( فارسي )
مىكنند ولى در راه خدا از انفاق مالى اندك مضايقه مىكنند و اگر ديدى كه رنجاندن و عقوق پدر و مادر علنى و خوار شمردن آنان شايع شده و در نظر فرزندان بدترين مردم تلقى مىشوند ، حتى فرزند خوشحال مىشود از اينكه بر پدر و مادرش تهمت زده شود و ديدى كه زنان بر حكومت و سلطنت چيره شدهاند و بر هر امرى كه هوا و هوس آنان را تامين كند مسلط گشتهاند . و ديدى كه فرزندان به پدر و مادر خود افتراء مىبندند و پدر و مادر خود را نفرين مىكنند و از شنيدن خبر مرگشان خوشحال مىشوند و اگر ديدى كه وضع به اينجا كشيده كه اگر شخصى روزى بر او بگذرد كه در آن روز مرتكب گناه بزرگى نشود ، فسق و فجورى انجام ندهد ، كمفروشى و خيانتى ننمايد ، به حرامى دست نيافته و يا شراب مسكرى ننوشد ، در غم و اندوه فرو مىرود و مىپندارد كه آن روز او به بطالت گذشته و يك روز از عمرش ضايع شده است و ديدى كه سلطان خوردنىها را احتكار مىكند و ديدى كه اموال ذوى القرباى رسول خدا ( ص ) در ناحق تقسيم مىشود و با آن اموال قمار مىكنند و شراب مىنوشند . و ديدى كه با شراب خود را معالجه مىكنند و براى مريض تعريف و توصيف مىكنند كه فلان شراب براى تو بسيار نافع است و از شراب شفا مىطلبند و اگر ديدى كه مردم در ترك امر به معروف و نهى از منكر و ترك اعتقاد به وجوب آن با هم برابرند و ديدى كه باد به بيرق منافقين و اهل نفاق مىوزد ، ولى بيرق اهل حق حركتى ندارد و ديدى كه مؤذنها و نمازخوانها در برابر مزد اذان مىگويند و نماز مىخوانند . و ديدى كه مسجدها پر است از مردمى كه از خدا نمىترسند در آنجا جمع شدهاند ، براى غيبت و خوردن گوشت اهل حق و در آن از خوبيهاى شراب مسكر ، سخن مىگويند و ديدى كه پيشنمازى مست بر مردم نماز مىخواند ، در حالى كه نمىفهمد چه مىخواند و كسى هم او را ملامت نمىكند بلكه اگر مست شود مردم از ترس ، احترامش مىكنند و او را وا گذاشته ، تعقيبش نمىكنند و بلكه معذورش مىشمارند و اگر ديدى كه فردى را دارند به صلاح و خوبى مدح و ثنا مىكنند كه اموال ايتام را مىخورد و ديدى كه قاضيان به خلاف آنچه خدا دستور داده قضاوت مىكنند و ديدى كه واليان به انگيزه طمع ، افراد خائن را امين خود مىسازند . و ديدى كه واليان ميراث ( به جاى اينكه ارث را كما فرض اللَّه و طبق فرمان خدا در بين ورثه تقسيم كنند ) تنها به وارثى مىدهند كه اهل فسق و جرأت بر خداى تعالى باشد ، ( رشوه و حق و حساب خود را از او مىگيرند ) و او را آزاد مىگذارند تا با حق ساير ورثه هر كارى كه خواست بكند و ديدى كه در منبرها مردم را به تقوا امر مىكنند ولى خود گويندگان به آنچه مىگويند عمل نمىكنند و ديدى كه نماز در اوقاتش خوانده نمىشود ، به اول وقت خواندن