السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
639
تفسير الميزان ( فارسي )
ابو اسحاق ثعلبى در تفسير خود و به سند خود از زهرى و سعيد بن مسيب از ابى هريره روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : جمعى از امت من در روز قيامت به سوى من باز مىگردند و مىخواهند در كنار حوض مرا ديدار كنند ولى آنها را راه نمىدهند و دورشان مىسازند ، من مىگويم : اينها اصحاب من هستند ، اصحاب من هستند ، خطاب مىرسد تو نمىدانى كه بعد از رحلتت چه حوادثى پديد آوردند ؟ اينها به سوى قهقراى جاهليت مرتد شدند « 1 » ، اين بود گفتار صاحب مجمع البيان . و اين گفته او در باره على ( ع ) تمام است و هيچ ترديدى در آن نيست و شكى نيست كه آن جناب روشنترين مصداق براى آيه و اوصاف مذكور در آيه است ، ليكن بحث در اين است كه آيا اين آيه با همه اطرافيان و اصحاب آن جناب كه در جنگ جمل و صفين در ركابش بودند ، تطبيق مىكند يا خير ؟ چون بسيارى از آن اصحاب وضع خود را دگرگونه كردند و اگر آيه شريفه ، شامل همه آنان مىبود مىبايست آن افراد را استثناء مىكرد و چون در آيه هيچ استثنايى نيامده ، نمىتواند شامل همه اصحاب آن جناب شود و خواننده محترم در بيان گذشته ما معناى آيه را فهميد . و نيز در آن كتاب آمده كه از رسول خدا ( ص ) روايت شده كه شخصى از معناى اين آيه پرسيد ، حضرت دست به شانه سلمان نهاد و فرمود : اين است و اهل محل اين ، آن گاه فرمود : اگر دين به ستاره ثريا آويزان باشد مردمى از ابناى فارس بدان دست مىيابند . « 2 » مؤلف : گفتارى كه در اين حديث هست همان است كه در حديث قبلى گفتيم ، چون فارسيان زمان على ( ع ) داراى اوصاف مذكور در آيه نبودند مگر آنكه منظور اين باشد كه خداى تعالى بعدها از اين قوم مردمى كه داراى چنين اوصافى باشند مبعوث مىكند . و نيز در همان كتاب است كه بعضى گفتهاند : مراد از اين قوم اهل يمن است ، چون داراى دلى نرم و قلبى رقيقترند ايمان يمانى و حكمت يمانى معروف است و عياض بن غنم اشعرى گفته : وقتى اين آيه بر رسول خدا ( ص ) نازل گرديد ، رسول خدا ( ص ) اشاره به ابى موسى اشعرى كرد و فرمود : آنان قوم اين مرد هستند . « 3 » مؤلف : اين معنا در تفسير الدر المنثور به چند طريق نقل شده « 4 » ، اشكالى كه در اين روايت است همان است كه در دو روايت بالا گذشت .
--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ج 3 و 4 ص 208 . ( 3 ) مجمع البيان ج 3 و 4 ص 208 . ( 4 ) در المنثور ج 2 ص 293 - 292 .