السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
606
تفسير الميزان ( فارسي )
رئيس منافقين بيزارى نجست و به سرعت به سوى بنى قينقاع شتافت و چنين بهانه آورد كه ما مىترسيم پيمان يارى را كه با بنى قينقاع داريم لغو كنيم ، آن وقت شهر از ناحيه دشمن مورد هجوم واقع شود و آن وقت ياورى نداشته باشيم و يا روايتى كه در داستان ابى لبابه وارد شده ، كه وقتى رسول خدا ( ص ) او را فرستاد تا قبيله بنى قريظه را از قلعه هايشان بيرون كند و هر حكمى كه مىخواهد در باره آنان براند ، ابو لبابه بعد از بيرون كردن آنان اشاره به حلق خود كرد و به اين وسيله خبر داد كه همه آنان كشته خواهند شد . و يا رواياتى كه مىگويد : بعضى از مسلمانان بعد از آن همه مصيبتهايى كه در جنگ احد ديدند ، به فلان يهودى و فلان نصرانى پيوستند . و يا رواياتى كه وارد شده كه بعضى از مسلمانان اخبار مدينه را به نصاراى شام مىنوشتند و بعضى از آنان با يهوديان مدينه مكاتبه مىكردند تا از اموال يهوديان هر چند به قرض هم كه شده ، استفاده كنند . و اين روايات تقريبا در اين جهت متفق و هم زبانند كه گويندگان جمله : * ( « نَخْشى أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ » ) * ، منافقين بودهاند و سخن كوتاه اينكه بنا بر اين آيات شريفه از پيمان بستن و هم سوگند شدن و ولايت نصرت با يهود و نصارا را نهى نموده است . « 1 » و بعضى از مفسرين تاكيد و اصرار را به حدى رساندهاند كه ادعا كردهاند « ولايت در آيه به معناى ولايت محبت و اعتماد است » ، با اينكه لغت آيه ، هم در مفرداتش و هم در سياقش از آن مبرا است ، هم چنان كه روايات سبب نزول هم آن را نمىپذيرد و نيز وضع عمومى كه مسلمانان و يهود و نصارا در عصر نزول داشتند با آن سازگارى ندارد . چطور ممكن است آيه را حمل كنيم بر اينكه مىخواهد مسلمانان را از معاشرت و اختلاط با اهل كتاب نهى كند هر چند كه در ذمه مسلمانان بوده و با مسلمين پيمان داشته باشند ؟ با اينكه يهوديان با رسول خدا ( ص ) و با صحابه در يك شهر يعنى در مدينه زندگى مىكردند و با آنان معامله داشتند و اسلام با آنان و با مسلمين بطور مساوى رفتار مىكرد « 2 » ، اين بود خلاصه گفتار آن مفسر . و همه اين حرفهايش ناشى از مسامحه در فهم آيه و به دست آوردن معناى درست آن است ، اما اينكه گفت آيات قبل از حجة الوداع كه سال نزول سوره مائده است نازل شده ،
--> ( 1 ) تفسير بيضاوى ص 153 - 152 و جامع البيان ج 6 ص 179 - 177 . ( 2 ) تفسير المنار ج 6 ص 429 - 427 .