السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

593

تفسير الميزان ( فارسي )

به ناسخ بودن سزاوارتر بود ( براى اينكه قبل از اين جمله در كلام آمده بود ) علاوه بر اينكه خواننده محترم توجه كرد كه گفتيم ظاهرترين وجه اين است كه ضمير در كلمه « بينهم » به مطلق ناس برگردد نه بخصوص اهل كتاب ، آن هم خصوص يهود ، از اين هم كه بگذريم در اوائل تفسير اين سوره گفتيم كه سوره مائده ناسخ هست ولى منسوخ نيست . و در تفسير عياشى در ذيل آيه : * ( « إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَنُورٌ . . . » ) * از ابى عمرو زبيرى از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : از جمله چيزهايى كه امامت سزاوار آن است ، اين است كه خداى تعالى او را از گناهان بزرگ - كه موجب آتش دوزخ است - و از هر نافرمانى پاك كرده باشد و خودش هم پاك باشد و يكى ديگر داشتن علم منور است - و در نسخه اى ديگر به جاى « علم منور » « علم مكنون » آمده و ديگر چيزهايى كه سزاوار مقام امامت است عالم بودن به تمامى آنچه كه امت بدان نياز پيدا مىكند و عالم بودن به آنچه كه بر امت حلال و يا حرام است و علم پيدا كردن به كتاب خدا - به خاص و به عام آن ، به محكمش و متشابهش به دقائق علمى و به تاويلهاى غريب از اذهان سايرين ، به ناسخش و منسوخش راوى مىگويد به امام ( ع ) عرضه داشتم ، چه دليلى هست بر اينكه امام بايد به همه اينها كه فرمودى عالم باشد ؟ فرمود : دليلش كلام خداى تعالى است ، در آنجا كه در باره افرادى سخن مىگويد كه به آنان اجازه حكومت داده و آنان را شايسته و اهل اين كار دانسته ، مىفرمايد : * ( « إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ ، الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبارُ » ) * ، پس اين امامان يك مرحله پائينتر از انبيا هستند كه مردم را به علم خود تربيت مىكنند و اما احبار علمايى هستند پائينتر از ربانيين ، آن گاه در باره همه فرموده : * ( « بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّه وَكانُوا عَلَيْه شُهَداءَ » ) * و نفرمود : « بما حملوا من كتاب اللَّه - به خاطر اينكه داناى به كتاب خدايند » بلكه فرمود : به خاطر اينكه مكلف به حفظ كتاب هستند . « 1 » مؤلف : اين استدلال از امام صادق ( ع ) ، استدلالى است لطيف و طبق اين استدلال معناى عجيبى از آيه به دست مىآيد ، معنايى كه بسيار دقيقتر از آن معنايى است كه گذشت و حاصل استدلال اين است كه ترتيبى كه در آيه شريفه در شمردن حاكمان به كتاب خدا اتخاذ شده چنين است كه اول انبيا ( ع ) ذكر شده‌اند و سپس ربانيين و در مرتبه سوم احبار ، از همين ترتيب به دست مىآيد كه اين چند طبقه از نظر فضل و كمال نيز در چند

--> ( 1 ) تفسير عياشى ج 1 ص 323 .