السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

581

تفسير الميزان ( فارسي )

بر ترك . هم چنان كه علم قطعى ما افراد معمولى و غير معصوم به اينكه « فلان غذا مسموم است » ، ما را از خوردن آن عصمت مىدهد و هرگز چنين غذايى را نمىخوريم و ليكن در عين حال اعضاى بدن ما كه در عمل غذا خوردن به حركت در مىآيد يعنى دست ما ، دهان ما ، زبان ما و دندانهاى ما ناتوان از خوردن آن غذا نمىشوند ، اين اعضا همانطور كه ممكن است بىحركت بمانند و آن غذا را در جوف ما فرو نكنند ، همچنين ممكن است به كار بيفتند و غذاى كذايى را در جوف ما بكنند ( هم چنان كه مىبينيم افرادى كه انتحار مىكنند با خوردن چيزى مثل اين گونه غذاها به اين عمل دست مىزنند و دست و دهان و دندان و حلقشان در فرو بردن آن سم به كار مىافتد ) پس با وجود عصمت باز فعل براى معصوم اختيارى است ، هر چند تا زمانى كه علم مورد بحث وجود داشته باشد محال است كه آن عمل از آدمى سر بزند ، ( و اگر در حال انتحار سر مىزند اندوه فراوان و يا خشم بيرون از حد آن علم را از ياد مىبرد ) . و ما در تفسير آيه شريفه : « وَما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْزَلَ اللَّه عَلَيْكَ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكانَ فَضْلُ اللَّه عَلَيْكَ عَظِيماً » « 1 » ، بحثى در اين باره نموديم . * ( « فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّما يُرِيدُ اللَّه أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ » ) * اين جمله مساله اضلال و گمراهى ايشان به دنبال فسقشان را بيان مىكند كه تفصيلش گذشت ، در اين جمله به اول گفتار در آيات مورد بحث برگشت شده ، آنجا كه مىفرمود : * ( « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ . . . » ) * و بنا بر اين آيه مورد بحث نيز مثل همان آيه ، موجب تسليت در آرامش رسول خدا ( ص ) است و مىخواهد آن جناب را دلخوش سازد و به او چيزى تعليم دهد كه با فرا گرفتن آن ، ديگر غم و اندوه به دلش راه نيابد و خداى عز و جل در تمام موارد آن حضرت را از اندوه نهى كرده و از اينكه مردم از پذيرفتن دعوت حقه آن جناب اعراض مىكردند و از قبول چيزى كه مايه رشدشان بود و به سوى سبيل رشاد و رستگارى رهنمونشان مىكرد استنكاف مىنمودند دلگير مىشد ، دلداريش داده و آن نكته را تعليمش مىداد كه : مردم نمىتوانند خداى تعالى را در ملكش به ستوه آورده و عاجز سازند ، بلكه خدا بر كار خود مسلط و غالب است و همو است آن كسى كه اين اعراض كنندگان از پذيرفتن حق را به جرم فسقشان گمراه كرده و اگر دلهايشان از راه مستقيم متمايل به بيراهه

--> ( 1 ) « سوره نساء ، آيه 113 » .